باشد ، خليفگان نخستين و معاويه و عبد الملك و عمر بن عبد العزيز از اين روش پيروى ميكردند ، ساير خلفا امامت نماز روزانه را به عهده نميگرفتند و تنها در نماز جمعه عهدهدار اين كار ميشدند . در عصر اموى روزهاى جمعه خليفه با لباس سفيد و عمامهء سفيد جواهرنشان به مسجد ميرفت و براى خواندن خطبه به منبر ميرفت . در آن هنگام خاتم و عصا را كه نشانه خلافت بود بدست داشت . بعضى از خليفگان بنى اميه براى نماز جمعه نيز حاضر نميشدند و سالار نگهبانان را بنيابت خود ميفرستادند
خليفگان بنى اميه روش پادشاهان را تقليد ميكردند ، در تشريفات عمومى خليفه در سالن بزرگ پذيرائى بر تخت مينشست ، بزرگان خانواده وى در طرف راست و بزرگان دولت و رجال دربار در طرف چپ قرار ميگرفتند و سفيران و بزرگان كشور و رؤساى انجمنها و شاعران و فقيهان و ديگران كه بحضور خليفه بار مييافتند جلو تخت مىايستادند .
مسابقه اسبدوانى
مسابقههاى اسبدوانى مايه سرگرمى طبقات مختلف مردم بود . گويند هشام بن عبد الملك نخستين كسى بود كه مسابقه اسبدوانى را براى بهبود نژاد اسب پديد آورد و در روزگار وى چهار هزار اسب كه متعلق به او و بزرگان دولت بود در مسابقه شركت ميكرد ، بگفتهء مسعودى اين مسابقه نظير نداشت ، زنان دربار نيز اسبسوارى ميآموختند و در مسابقهها شركت ميكردند .
وليد دوم نيز به مسابقه اسبدوانى دلبسته بود . مسعودى گويد : " وليد به نگاهدارى اسب و اسبدوانى علاقه داشت و يكى از اسبهاى وى در آن عصر بىنظير بود و در زمان هشام با اسب معروف وى كه زائد نام داشت مسابقه ميداد ولى بپايه آن نميرسيد . هزار اسب از وليد در مسابقه شركت ميكرد . "