تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
هجرى كتابى درباره جنگهاى اسلام فراهم آورده بود ، موسى بن عقبه متوفى بسال 141 نيز كتابى در اين زمينه داشت كه يكقسمت از آن يافت شد و بسال 1904 بچاپ رسيد . از جمله كسانى كه درباره جنگهاى اسلام كتاب تأليف كرده‌اند ابن اسحاق متوفى بسال 151 هجرى است و شاگرد وى ابن هشام مولف كتاب معروف سيرة رسول الله كه بسال 218 هجرى وفات يافت . ولى خليفگان اموى اين نويسندگان را به جمع‌آورى اخبار تاريخى اسلام تشويق نكردند زيرا قرائت قرآن را بر آن ترجيح ميدادند ، گويند عبد الملك بن مروان كتابى را كه تأليف وهب بن منبه بود در دست كسى ديد و فرمان داد تا آن را بسوزانند . سپس فرمان داد تا به عوض آن قرآن بخوانند « 1 » از ميان خلفاى اموى تنها معاويه به خواندن اخبار و تواريخ مايل بود .

حديث

حديث نيز در پيشرفت علم تاريخ مؤثر بود زيرا محدثان چون به كار حديث توجه داشتند و ميخواستند از صحت روايت و امانت راوى مطمئن شوند ناچار مىبايست از احوال و سرگذشت راويان باخبر شوند و نسب و قبيله آنها را بشناسند و با اين ترتيب زمينه و مايهء خوبى براى علم تاريخ فراهم شد . از جمله رجال حديث كه در عصر اموى شهرت يافتند محمد بن مسلم بن شهاب زهرى و سعيد بن مسيب و شريح و سليمان بن يسار و ربيعة الرأى استاد مالك و عكرمه آزادشدهء ابن عباس بودند . براى تحقيق در معانى قرآن احتياج پيدا شد كه به اشعار جاهليت استشهاد كنند زيرا
هامش
( 1 ) - امويان چندان درد دين نداشتند و مقصودشان از اين كار ترويج قرآن نبود زيرا خواندن اخبار مربوط بتاريخ اسلام با خواندن قرآن منافات نداشت و بلكه در بسيارى موارد شارح و مفسر آن بود . بنا بر اين عبد الملك و ساير خليفگان اموى از اين گونه كارها مقاصد ديگر داشتند . م