زيرا پيغمبر از جانب آنها اطمينان نداشت . طريقهء دعوت محمد اين بود كه مردم را به شواهد وجود خدا كه در اطرافشان وجود داشت بينا كند و فوائدى را كه از تغيير و اصلاح اصول كهن عايدشان ميشد گوشزد كند و احوال ملل گذشته را بر سبيل تذكار و وعظ براى آنها نقل كند ، سپس آنها را به كار دين آشنا كند و قرآن و مسائل شرع را تعليمشان دهد .
پيغمبر تعليمات خود را منحصر به مردان نميكرد بلكه علاقه داشت زنان نيز از آن بهرهور شوند . پيغمبر مردان را ترغيب ميكرد كه اعضاى خانواده و كسان خود را تعليم دهند . از جمله ميگفت كسى كه كنيز خود را تربيت كند و او را تعليم دهد سپس آزادش كند و به عقد خويش درآورد دو پاداش دارد . براى اينكه ثابت كنيم زنان مسلمان نيز از دانش بهره داشتند دليلى بهتر از گفتگوى يكى از زنان مدينه با عمر نميتوان يافت . عمر در ضمن خطبه به مسلمانان ميگفت كه مهر زنان خود را از مهر زنان پيغمبر بيشتر نكنند زنى به دو گفت پس درباره گفتار خدا چه ميگوئى كه ميگويد :
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً
يعنى اگر بيكى از زنان خود يك قنطار طلا و نقره دادهايد چيزى از آن پس نگيريد . عمر گفت زنى به راه صواب رفت و عمر خطا كرد .
ياران پيغمبر باستماع بيانات او سخت علاقمند بودند تا آنجا كه اگر كسى نميتوانست در مجلس پيغمبر حضور يابد دوست خود را ميفرستاد و در پايان روز آنچه را پيغمبر گفته بود از او تعليم ميگرفت . پيغمبر و ياران او دعوت و تعليمات خود را تنها در مدينه منتشر نميكردند بلكه پيغمبر داعيان و رسولان خود را بنقاط دوردست عربستان ميفرستاد تا راه خدا را به كسان بنمايانند و قرآن را به آنها ياد دهند . بعقيدهء فقها از نخستين حقوق امت بر خليفه اينست كه علوم و مبادى شريعت را منتشر كند و علم و عالمان را احترام كند و مراكز علم را ترويج كند و با عالمان و ناصحان دين آميزش كند و در مسائل احكام و موارد