آواز
نخستين خليفگان اموى در اوقات فراغ اخبار جنگ و داستانهاى شجاعان قديم عرب و قصائد شاعران را مىشنيدند ولى طولى نكشيد كه آواز جاى قصائد شاعران را گرفت . در روزگار وليد دوم مردم به موسيقى و آواز متمايل شدند و در اين راه افراط ميكردند براى آوازهخوانها كه خليفه از شهرهاى دور - دست ميآورد مبالغ خرج ميشد ، داستانى كه طبرى آورده به خوبى نشان ميدهد كه امويان تا چه حد به آوازهخوانها علاقه داشتند ، گويد : " يزيد بن عبد الملك در خلافت سليمان ابن عبد الملك به حج رفت و كنيزى حبابه نام را به چهار هزار دينار بخريد ، سليمان او را سفيه شمرد ، يزيد حبابه را پس داد و يكى از مردم مصر آن را بخريد ، وقتى يزيد بخلافت رسيد زنش سعده به دو گفت : آيا آرزوى ديگرى از دنيا دارى ؟ . . گفت : آرى ، حبابه . بدين جهت سعده كس فرستاد و حبابه را به چهار هزار دينار بخريد و بياورد . وقتى خستگى سفر از حبابه رفع شد وى را در مجلس يزيد پشت پردهاى بنشانيد و گفت : آيا از دنيا آرزوئى دارى ؟ گفت : يك بار پرسيدى و گفتم . سعده پرده را برداشت و گفت : اين حبابه . از اين رو سعده در نظر يزيد سخت گرامى شد و او را محترم داشت . "
آمد و رفت آوازهخوانها بدمشق در اخلاق مردم و در زندگانى اجتماعى موثر افتاد و عياشى در اركان دولت نفوذ يافت . بازى شطرنج و ورق بنزد عربها رواج گرفت و نيز از جمله بازىهائى كه در آن عصر معمول بود جنگ خروس بود ولى وليد اول و عمر دوم اين قسم بازىها را ممنوع كردند .
وضع خانواده
زن عرب در قديم مانند امروز از آزادى بهره داشت در روزگار خليفگان زنان در ميان مردم آمد و رفت ميكردند و خطبه خليفه را مىشنيدند و در انجمنهاى خطابهء على بن ابيطالب و عبد الله بن عباس و ديگران ، حضور مىيافتند در جاهليت مردان بيش از يك زن ميگرفتند زيرا بسبب