عربى چون عراق و شام مهاجرت كردند و عربستان از آنها خالى ماند ، بنا بر اين صحنهء فعاليت ادبى خارج از عربستان بود .
جرير و فرزدق در كار سخنرانى رقيب يكديگر بودند و رقابتشان بنهايت رسيده بود و آثار آن را در قسمتى از اشعارشان كه نقايض ناميده مىشود و مشتمل بر هجاهاى تند و تيز است ميتوان ديد ، اين گونه اشعار مقامى شايسته داشت و نمونهء شيوه تازه زبان عربى بشمار ميرفت . جرير و فرزدق هر كدام طرفداران و يارانى داشتند ، وقتى مهلب بن ابى صفره بجنگ خوارج ميرفت سپاهيانش دو دسته بودند : يكدسته شعر جرير را مىپسنديد و دسته ديگر شعر فرزدق را ترجيح ميدادند ، اخطل نيز در اين مبارزه ادبى شركت داشت . وى مسيحى بود و به فرزدق تمايل داشت ، امويان اخطل را پيشواى شاعران و ستايشگران خويش قرار داده بودند ، وى از مقربان عبد الملك بن مروان بود و بدون اجازه بر او وارد ميشد ، لباسهاى ابريشمى گرانبها بتن داشت و صليبى از طلا با زنجير طلا به گردن خود آويخته بود .
ساير فرقههاى سياسى نيز شاعرانى داشتند كه در يارى آنها و توضيح و دفاع معتقداتشان كوتاهى نميكردند . از آن جمله عمران بن حطان و قطرى بن فجاه طرفدار خوارج بودند و عبد الله بن قيس رقيات طرفدار زبيريان بود و كميت بن زيد اسدى از شيعيان طرفدارى ميكرد .
علوم عقلى و نقلى
دين اسلام بعلم توجه داشت و كسان را به تحصيل آن تشويق ميكرد .
پيغمبر ياران خود را به تعليم كتابت ترغيب كرد و مقرر داشت كه هر يك از اسيران بدر ده كودك مسلمان را تعليم دهند ، پس از آن هنگامى كه ميخواست فرستادگان خود را بدربار اميران و پادشاهان عصر اعزام دارد ياران خويش را به تعليم زبان تحريص كرد به زيد بن ثابت گفت خط يهودان را تعليم گيرد