تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
عنوان ولايتداران و حاكمان ولايات فرستاده ميشد به كار ميرفت . نثر در عصر اموى پديد آمد و نشو و نما يافت تا پايان آنعصر كه عبد الحميد كاتب بوجود آمد ، وى پيشواى نويسندگان و واضع قواعد و اصول نويسندگى بشمار بود .

شعر و آواز در مكه و مدينه

فتوحات اسلام مردم عرب را ثروتمند كرد و در ميان آنها و مخصوصا در حجاز طبقه‌اى از اشراف و ثروتمندان بوجود آورد كه مظاهر وسعت و رفاهيت در زندگانى آنها نمودار بود ، اين وضع در نهضت فكرى و بخصوص در هنر آواز و موسيقى و شعر مؤثر بود ، مقصود اين نيست كه عربهاى پيش از اسلام از اين گونه هنرهاى زيبا بىخبر بودند زيرا آوازه‌خوان‌هاى غير عرب آنها را با اين چيزها آشنا كرده بودند . در قرن اول هجرى نيز در مكه و مدينه آوازه خوانهائى پيدا شدند كه اشعار آهنگ‌دارى ميساختند و هم در اين عصر گروهى مانند معبد و ابن سريج و طويس در موسيقى شهره شدند ، سپس اين طبقه بسرودن شعر اشتغال جستند و از ميان آنها كسانى مانند عمر بن ابى ربيعهء قرشى در سرودن غزل سرآمد عصر خويش بودند . بسيارى از عربها عقيده دارند كه اشعار عمر بن ابى ربيعه جنايتى بود كه درباره دين رخ داد ، بعضىها نيز گمان دارند كه بسيارى از غزل‌ها را بخطا ببعضى از شعرا نسبت ميدهند ، مانند اشعارى كه منسوب به مجنون ليلى است تا آنجا كه بعضىها در وجود كسى بدين نام ترديد دارند اگر اين مطلب صحيح باشد ميتوان احتمال داد اشعارى كه به دو نسبت ميدهند مربوط به ديگران است . از جمله كسانى كه در غزلسرايى شهرت يافته‌اند جميل است كه درباره محبوب خود بثينه اشعارى دلپذير سروده است .

شعر در ديگر ولايات اسلام

بيرون حجاز شعر راه ديگر گرفت . در روزگار امويان فرزدق و جرير و اخطل كه همه از مردم عراق بودند در سبكهاى نو سرآمد شدند . از هنگاميكه فتوحات اسلام آغاز شد عناصر فعال از عربستان بساير نواحى