و اوضاع اجتماعى خود دفاع كنند ، بدين جهت خطيبان و شاعران بدين مسائل توجه داشتند و در اشعار و خطبههاى خود از آن گفتگو ميكردند . در صورتى كه پيش از آن عربها در زندگانى عادى خود بدين موضوع توجهى نداشتند .
از شاعران مسلمان در صدر اول حسان بن ثابت و عبد الله بن مالك و كعب بن مالك و كعب بن زهير معروف بودند و از شاعران مشرك عبد الله بن زبعرى و ضرار بن خطاب و كعب بن اشرف شهرت يافتند .
وضع ادبيات در عصر اموى
در روزگار پيغمبر و خليفگان وضع ادبيات چنين بود ولى در دورهء امويان وضع دگرگون شد زيرا فرقههاى مختلفى پديد آمد كه با شمشير و زبان براى وصول بسيادت و نفوذ با يكديگر مبارزه ميكردند . خليفگان نيز شاعرانى را كه از عظمت و نفوذ آنها سخن داشتند به خوبى ميپذيرفتند .
حاكمان و ولايتداران نيز از رفتار خليفه پيروى كرده اين قبيل شاعران را گرامى ميداشتند .
اوضاع اجتماعى نيز بسبب غنائمى كه از جنگها بدست آمده بود تغيير يافته بود بدينجهت زندگانى عربها بهبودى يافت و كار تمدنشان بالا گرفت و لوازم و ضروريات زندگانيشان بسيار شد . كنيزانى كه از ملل ديگر بدست عربها افتاده بودند در تغيير زندگانى عرب تأثيرى بسزا داشتند و زندگى خشن و ساده آنها را با ظرافت و لطف تمدن آميختند . با اين ترتيب محيط نوى بوجود آمد و در پرتو آن بعضى اقسام شعر كه عربها از آن سابقه نداشتند پديد آمد و رشتههاى تازهاى در ادب آشكار شد .
در نتيجه اين تغييرات ، وضع ادارى دولت نيز تغيير يافت و حوائج آن بيشتر شد و دفترهاى مختلف پديد آمد ، از ميان دفترها دفتر انشاء و نامهها با زندگى ادبى بيشتر ارتباط داشت و بسبب پيدايش اين دفتر يك قسم نثر بوجود آمد كه عربها از آن خبر نداشتند و آن را نثر هنرى مينامند . اين قسم نثر در انشاء نامههائى كه از طرف خليفه به