يعنى از اهل كتاب با آنها كه به خدا و روزشمار ايمان ندارند و حرام خدا و رسول را حرام نمىدادند و بدين حق نميگروند جنگ كنيد تا با خوارى جزيه بپردازند . بتپرستان و مرتدان بايستى يا اسلام بياورند يا براى جنگ حاضر باشند .
فىء مالى بود كه بىجنگ بدست مسلمانان ميرسيد چون مالى كه در نتيجهء صلح به دست ميآمد يا درآمد جزيه و خراج آنچه از اين محل بدست ميآمد خمس آن مخصوص پيغمبر بود كه آن را به پنج قسمت ميكرد خداوند گويد :
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ .
« 1 »
يعنى هر چه خدا از مردم دهكدهها بهره پيغمبر كند از آن خداست و رسول و خويشاوندان وى و يتيمان و بينوايان و به راه ماندگان . پس از مرگ پيغمبر خلفا خمس را جزو بيت - المال كردند . چهار قسمت ديگر فىء در صدر اسلام ميان سپاه و در كار جنگ چون خريد اسلحه و امثال آن مصرف ميشد تا وقتى كه عمر دفترها را مرتب كرد و مقررى سپاه معين شد .
غنيمت اموال و چيزهائى بود كه بسبب جنگ بدست مسلمانان ميافتاد و چون اسير ، زمين و اموال منقول . اسيران يا مردان جنگ بودند يا زنان و اطفالى كه با سپاه دشمن همراه بودند . كشتن اسيران روا نبود و آنها را جزو غنائم جنگ تقسيم ميكردند اگر اهل ذمه و كتاب نبودند مانند دهريان و بتپرستان و مسلمان نميشدند كشتنشان روا بود . زمينى كه در نتيجه جنگ بدست ميآمد ملك مسلمانان ميشد و درباره آن اختلاف بود كه آيا امام بايد آن را براى مصالح مسلمانان نگهدارد يا بر سپاهيان تقسيم كند .
اموال منقول چون چهارپا و ديگر چيزها ميان سپاهيان تقسيم ميشد ، سلاح و لباس
هامش
( 1 ) - سوره انفال آيهء 41