تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
دوباره بجنگ و مبارزه متمايل شدند ، شيعه و خوارج سر بلند كردند ، تنها پادگانهاى شام طرفدار دولت اموى بودند و ديگر گروههاى سپاه عرب با دشمنان دولت يار بودند ، نزديك بود اين فتنه‌ها ميراث پيغمبر و اصلاحات ابو بكر و عمر را نابود كند ، اوضاع غم‌انگيز بود و پرهيزكاران مسلمان آيندهء بسيار بدى را پيش‌بينى ميكردند . فن فلوتن ميگويد : " آيا بسبب بدى اوضاع بود كه مردم منتظر ظهور مهدى بودند ؟ ممكن است ، اما به احتمال قوى اين قضيه تنها مايه تسليت پرهيزكاران مسلمان بود . در آن وقت پيش‌بينى ديگرى افكار را مشغول داشته بود ، از اينرو لازم بود مردى پيدا شود كه اصول كهنه را ويران كند و زمينه را براى ظهور مهدى منتظر فراهم آرد . به همين سبب همراه پيش‌بينىهاى قديم پيش‌بينى تازه‌اى پديد آمد درباره مردى كه با بيرقهاى سياه از طرف مشرق ميآمد و حكومت بنى اميه را منقرض ميكرد . " اما اين دعوت پيشرفتى نكرد و دولت يا بعبارت واضحتر عربهاى يمنى فاتح و فيروز بودند ليكن اين اميد كه اولين دفعه حارث بن سريج آن را در دلها بيدار كرده بود محو نشد و همه كسانى را كه با تمايلات و نظريات سياسى حارث موافق بودند به دعوت عباسيان جلب كرد ، بعيد نيست كه حارث بن سريج در دعوت خويش به حديث مشهور ابو داود تكيه كرده باشد ، حديث اينست : " از ماوراى نهر مردى برون ميايد حارث نام و بر مقدمه او مردى است منصور نام و چنان كه قريش زمينه را براى پيغمبر فراهم كردند ، او نيز زمينه را براى خاندان محمد فراهم مىكند و يارى او بر همه كس واجب است . " چيزى نگذشت كه اين حديث در شمار يكى از پيش‌بينىها درآمد . " مسعودى درباره سقوط دولت اموى گويد : " از آن پس كه دولت به بنى عباس انتقال يافت از يكى از بزرگان بنى اميه پرسيدند علت انقراض دولت شما چه بود ؟ گفت ما به خوشگذرانى مشغول بوديم و از مراقبب كارهاى ضرورى بازمانديم ، به رعيت خود ستم كرديم