تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
عرب بسبب آنكه نفوذ سياسى از عراق بشام انتقال يافته بود ، آتش فتنه را دامن ميزدند . يكى از گروههاى مخالف بنى اميه گروه پرهيزكاران مسلمان بودند كه با شيعه و خوارج ارتباط نداشتند ، فقيهان و قاريان قرآن و ياران پيغمبر و اعقاب آنها جزو اينگروه بودند كه حكومت اموى را دشمن داشتند و بسيارى از آنها بر ضد امويان شورش كردند . خوارج نيز دشمنان خطرناك بنى اميه بودند ، امويان همت خود را براى فرو نشاندن شورش‌هاى خوارج مصروف داشتند و نيروى آنها در اينراه به مصرف رسيد و از انجام امور دولت باز ماندند و دولتشان منقرض شد . شيعيان نيز با تسلط و نفوذ امويان مخالف بودند ، زيرا عقيده داشتند كه خلافت حق على و اولاد اوست . عقيده مهدى منتظر كه از طرف شيعيان ميان مسلمانان شيوع يافت در انقراض دولت اموى تاثير بسيار داشت .

عقيدهء مهدى منتظر

فان فلوتن ميگويد : اعتقاد بظهور مهدى در آغاز كار منحصر باهل بيت نبود بلكه به نسبت نفوذ و انتشار شيعه ميان مسلمانان شيوع مىيافت . " فكر مهدى منتظر بنزد اهل سنت شيوع يافت و همه مهدى هاى ديگر را كه ظهورشان پيش‌بينى ميشد چون سفيانى و قحطانى زير نفوذ گرفت . محقق است كه مسلمانان اين پيش‌بينىها و انتظار ظهور مهدىها را فراموش نكرده بودند ولى آنها نسبت بمهدى منتظر چون دجال بودند نسبت بعيسى يعنى مهدى منتظر بر حق بود و ديگران بر باطل بودند و طبيعى بود انديشه مهدى منتظر بر آنها غلبه يابد . مردم انتظار داشتند بوسيله مهدى منتظر بخوشى و رفاهيت برسند زيرا در آن وقت بسبب جنگهاى داخلى كه نتيجهء اختلاف امويان و دشمنى مضريان و يمنيان بود سخت در زحمت و رنج بودند . اين جنگها سرزمين شام را كه آتش جنگ از آنجا فروزان شده بود ويران كرد و سپس شعله آن به ديگر ولايت‌هاى اسلام رسيد ، هرج و مرج در سراسر قلمرو امويان رخ داد و عربها
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 432 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده