عبد الله بن حارثند و حارثيه ناميده ميشوند . عبد الله بن حارث از مردم مدائن بود و همه آنها از غلاة بودند و ميگفتند هر كه امام را شناخت به همه كار تواناست ، گروهى ديگر گفتهاند كه ابو هاشم محمد بن على بن عبد الله بن عباس را جانشين خود كرد و چون او صغير بود وصيتنامه خويش را بپدرش على بن عبد الله بن عباس داد و گفت وقتى محمد ببلوغ رسيد وصيتنامه را به دو بدهد . على بن عبد الله نيز چنين كرد ، بنا بر اين محمد بن على امام است ، او خداست و به همه چيز داناست و هر كس او را شناخت به همه كار تواناست ، پيروان عبد الله بن معاويه و پيروان محمد بن على درباره وصيت ابو هاشم اختلاف كردند و به داورى مردى ابو رياح نام كه از جمله سران آنها بود رضايت دادند و او شهادت داد كه ابو هاشم محمد بن على بن عباس را جانشين خود كرده بيشتر پيروان عبد الله بن معاويه بامامت محمد بن على معتقد شدند . "
بگفتهء مورخان وقتى سال صدم هجرى بپايان رسيد محمد بن على باجراى وصيت ابو هاشم كمر بست و كس بنزد دعوتگران فرستاد و روشى را كه بايد در كار دعوت پيش گيرند به آنها تعليم داد .
انتخاب خراسان براى نشر دعوت
محمد بن على انديشهها و تمايلات مردم ولايات را نيك ميشناخت و ضمن سخنى درباره آن گفت " كوفه و توابع آن پيروان على هستند ، بصره عثمانى است ، جزيره خارجى است ، مردم شام جز معاويه كسى را نميشناسند و مطيع بنى اميهاند در مكه و مدينه ابو بكر و عمر غلبه دارند ، به خراسان توجه كنيد كه در آنجا مردم بسيار هست و شجاعت آشكار ، در آنجا دلهاى پاك هست كه اختلافات مذهبى و انديشههاى گونهگون و فساد بدان راه نيافته است من از مشرق منتظر پيشرفت هستم . . . "