تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
وقتى امويان بخلافت رسيدند در تمام مدت حكومت خود از عربها طرفدارى مىكردند و آنها را با موالى برابر نميگرفتند ، موالى نيز نيروى خود را فراهم آوردند و به روزگار عبد الملك بن مروان بر ضد امويان شورش كردند ، عبد الملك نيز حجاج بن يوسف ثقفى را براى سركوبى آنها فرستاد . وقتى عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد بعمال خود فرمان داد كه هر كس مسلمان مىشود عرب باشد يا غير عرب ، او را از جزيه معاف دارند و اين روش تا حدى ثمربخش بود و موالى را خرسند كرد اما پس از مرگ وى بدوران خلفاى بعد ، كار از آنچه سابقا بود بدتر شد . رفتار خليفگان اموى كينهء موالى را بر ضد آنها تحريك كرد و منتظر فرصت بودند كه بر ضد امويان شورش كنند از اينرو وقتى مختار قيام كرد گروهى از موالى به دو پيوستند ، پس از مختار وقتى ابن اشعث سر بطغيان برداشت با او يار شدند و همچنين وقتى يزيد بن مهلب قيام كرد بشمار ياران وى درآمدند ، زيرا هدفشان اين بود كه دولت اموى را از ميان بردارند ، وقتى دعوتگران بنى عباس فعاليت آغاز كردند موالى با آنها يار شدند و از مذهب تشيع پيروى كردند و در كار رواج دعوت بنى عباس سخت كوشيدند شايد بدينوسيله قسمتى از حقوق پايمال‌شدهء خود را بدست آرند . پيشوايان بنى عباس نيز كه از كينهء موالى نسبت به امويان خبر داشتند براى پيشرفت دعوت خويش بدانها اعتماد كردند .

نهضتهاى سياسى و دينى كه در عصر بنى اميه رخ داد

مخالفت احزاب ديگر با بنى اميه در مرحله اول جنبه سياسى محض داشت ، زيرا خلافت معاويه بمنزله تفوق و غلبه شام بر عراق بود و دمشق بجاى كوفه پايتخت امپراطورى وسيع اسلام شد ، از اين - رو نهضت‌هاى قوى و خطرناكى بر ضد بنى اميه رخ داد - چنان كه ولهوزن ميگويد - در عراق بيشتر از ساير نواحى پديد آمد زيرا در آنجا گروهى از مسلمانان