يمنيان ، رقيبان مضرى خود را آزار ميكردند آنها نيز بهيجان آمدند در حمص شورش كردند و يزيد بن خالد بن يزيد بن معاويه و بعضى ديگر از امويان بدانها پيوستند . مردم فلسطين نيز به سالارى يزيد بن سليمان بن عبد الملك طغيان كردند ، مردم اردن نيز به سالارى محمد بن عبد الملك روش آنها را پيش گرفتند اما يزيد بن وليد بكمك يمنيان بر مخالفان غلبه يافت و آنها را مطيع كرد و سرانشان را كه از امويان بودند گرفت و به زندان انداخت
يزيد بسال 126 هجرى از پس از ششماه خلافت از جهان درگذشت و برادر او ابراهيم بخلافت رسيد ، يزيد بهنگام مرگ برادر خود را بخلافت انتخاب كرده بود اما اوضاع تغيير يافته بود و خلافت در دل مسلمانان مهابت و نفوذى نداشت و ابراهيم از اعتبار و حرمت خليفگان سلف بهرهور نبود و عاقبت مروان بن محمد فرمانرواى جزيره و ارمينيه او را از خلافت خلع كرد .
مروان بعنوان خونخواهى وليد بن يزيد با سپاه خود از جزيره بسوى شام حركت كرد و چنان وانمود كه ميخواهد خلافت را بفرزندان وليد بازگرداند ، قيسيان نيز بسبب ضديت با يمنيان مسببان قتل وليد به او پيوستند . ابراهيم براى جنگ مروان سپاهى فراهم آورد ولى مروان فرماندهى شجاع و جنگآزموده بود و بر سپاه ابراهيم غلبه يافت و آنها را به سختى شكست داد و وارد شام شد ، و ابراهيم با ياران خود فرار كرد .
مروان ميخواست فرزندان وليد را بخلافت برساند اما يمنيان دو فرزند وليد را در زندان بكشتند زيرا بيم آن داشتند كه اگر بخلافت برسند انتقام قتل وليد را از آنها بگيرند .
بعد از قتل دو فرزند وليد محمد سفيانى شهادت داد كه آنها حق خلافت را بمروان دادهاند و به دو گفت دست پيش آر با تو بيعت كنم ، مردم شام نيز از او پيروى كردند ، مروان بسال 127 هجرى بخلافت رسيد ، در آنوقت آتش تعصب قبايلى همه جا فروزان بود ، بنيان دولت اموى سستى گرفته بود و نزديك بانقراض بود .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٤٢٨