هشام نسبت بقبايل رقيب روش ثابت نداشت زيرا از آن پس كه بسوى يمنيان متمايل شد و نفوذ آنها از مضريان فزونى گرفت از آنها روى بگردانيد و بمضريان پيوست و ولايتدارانى از آنها انتخاب كرد يوسف بن عمرو ثقفى را بفرمانروائى عراق و نصر بن - سيار را بفرمانروائى خراسان گماشت . براى اندلس نيز فرمانروائى از مضريان فرستاد و خالد بن عبد الله قسرى پيشواى يمنيان را به آزار و شكنجه سپرد .
قتل خالد بن عبد الله كه در روزگار وليد بن يزيد انجام گرفت سقوط دولت اموى را سريعتر كرد ، زيرا يمنيان كه محو خانواده مهلب را فراموش نكرده بودند از قتل پيشواى خود سخت برآشفتند . خالد بن عبد الله متهم شده بود كه با علويان كمك مىكند و اموال بسيار بدانها مىدهد و نيز به زندقه و الحاد متهم شد . با قتل او كينههاى ديرين تجديد شد و يمنيان براى رهائى از سيادت امويان كوشش آغاز كردند .
پس از قتل خالد ، وليد بن يزيد بسوى مضريان متمايل شد زيرا مادر وى از آنها بود و يمنيان را از كار بر كنار كرد ، اين كار دشمنى يمنيان را برانگيخت و بر آن شدند كه وى را از ميان بردارند . تصادف خوب براى يمنيان اين بود كه عامه مردم از وليد نفرت داشتند بدينجهت در فرصت مناسب بر او شوريدند ، يزيد بن عبد الملك نيز كه بزهد و تواضع تظاهر ميكرد بدانها پيوست كه وليد را كشتند و با يزيد بن وليد بن عبد الملك بيعت خلافت كردند ، قتل وليد نتيجه رقابتى بود كه امويان با يكديگر داشتند و تعصبى كه آتش آن را ميان قبايل دامن زده بودند .
قتل وليد و خلافت يزيد اختلاف امويان را با قبايل مضرى و يمنى بپايان نبرد بلكه آن را سختتر كرد ، همين كه يزيد بخلافت رسيد روش اسلاف خود را در طرفدارى از قبايل مختلف پيش گرفت و طرف يمنيان را گرفت ولايتداران را از آنها انتخاب ميكرد زيرا يمنيان وى را براى وصول بخلافت كمك كرده بودند .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٤٢٧