اين كار جز دشمنى و كينه ميان وليد و برادرش ثمرى نداد و پس از وفات وليد كه سليمان بخلافت رسيد از كسانى كه با خلع او موافقت كرده بودند انتقام كشيد .
حجاج نيكروز بود كه پيش از آن مرده بود اما مرگ وى سليمان را از فكر انتقام منصرف نكرد بيزيد بن مهلب كه دشمن خونى حجاج بود و صالح بن عبد الرحمن فرمان داد كه كسان حجاج را شكنجه و آزار كنند و نيز از محمد بن قاسم كه نفوذ دولت اموى را بر هند و سند بسط داده بود انتقام گرفت ، نصيب فتيبة بن مسلم نيز از او بهتر نبود .
تعصب قبايل
بعد از مرگ يزيد بن معاويه تعصب قبايلى بيدار شد اما چندان قوى نبود كه حزب اموى را در خطر افكند و بنى اميه دشمنان سياسى خود مبارزه مىكردند حال بدينگونه بود تا عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد . به دوران خلافت وى حزب امويان نيرو گرفت زيرا عمر مردى صالح و عادل بود خرابيهاى گذشته را اصلاح كرد و عناصر شورش طلب را خشنود كرد زيرا از هيچ قبيلهاى طرفدارى نميكرد و فرمانداران خويش را با رعايت كفايت و عدالت انتخاب مىكرد و اهميت نمىداد كه از كدام قبيلهاند و بروزگار وى فتنههائى كه نزديك بود دولت اموى را از ميان بردارد آرام شد .
وقتى عمر بمرد و يزيد بن عبد الملك بجايش نشست در آغاز خلافت او فتنهاى رخ داد كه در وضع امويان تاثير بسيار داشت : يعنى نزاع عربهاى جنوب و عربهاى شمال يا عربهاى مضرى و يمنى و خليفه نيز كه از عربهاى شمال بود در فتنه دخالت كرد . اين فتنه را يزيد بن مهلب پديد آورد كه از ترس يزيد بن عبد الملك از زندان عمر بن عبد العزيز گريخت و به بسوى بصره رفت .
بگفتهء طبرى و ابن اثير دشمنى از آنجا بود كه يزيد بن مهلب كسان حجاج را كه خويشاوندان يزيد بن عبد الملك بودند شكنجه كرده بود زيرا يزيد ، مادر حجاج دختر محمد بن سوسف ثقفى را به زنى گرفته بود . مادر حجاج از جمله كسانى بود كه يزيد بن مهلب دستگيرشان