بدينسان مروان بن محمد ابو حمزه و يارانش را چون ديگر خارجيانى كه پيش از آنها سر بطغيان برداشته بودند از پيش برداشت ، شورش ابو حمزه آخرين شورش خوارج بود كه بروزگار بنى اميه رخ داد . خارجيان ميخواستند دولت اموى را از ميان بردارند اما موفق نشدند افتخار سركوبى خوارج نصيب مروان شد و با آنكه اوضاع كشورش آشفته بود براى محو اين گروه كه مدتها مايه فتنه و فساد بودند از پاى ننشست .
از جمله كسانى كه بر ضد مروان قيام كردند عبد الله نوادهء جعفر بن ابيطالب بود كه مدعى خلافت شد و كوفيان بياريش برخاستند و با او بيعت كردند . عبد الله بسوى مدائن رفت و از دجله گذشت و بر حلوان تسلط يافت سپس بسوى ايران حركت كرد و همدان و رى و اصفهان را به تصرف آورد و اين نواحى تا مدتى زير فرمان وى بود و چون كارش نيرو گرفت بسال 128 هجرى ابو مسلم او را از ميان برداشت .
پيشرفت كار ابو مسلم
ابو مسلم از آن پس كه در خراسان ميان نزاريان و يمنيان اختلاف انداخت و نصر بن سيار فرماندار آن ولايت را فرارى كرد كارش نيرو گرفت و پس تسلط بر خراسان به سوى عراق رفت و وارد كوفه شد ، در آنوقت بنى عباس كه پس از كشته شدن ابراهيم امام از حران گريخته بودند در كوفه بودند .
ابو مسلم به ابو العباس سفاح سلام خلافت گفت ، ابو العباس عموى خود عبد الله بن على را نامزد جنگ مروان كرد . عبد الله در نزديك زاب كه يكى از شاخههاى دجله است با مروان كه صد و بيست هزار سپاه داشت روبرو شد و ويرا شكست داد مروان از دجله گذشت و بسوى موصل رفت ، مردم موصل پل را ببريدند و از عبور وى جلوگيرى كردند ، ناچار بسوى حران رفت و از آنجا راه دمشق گرفت پس از آن بمصر رفت . عبد الله بن على ويرا تعقيب كرد كه در بوصير از توابع فيوم كشته شد و دولت اموى انقراض يافت و دولت عباسى