پا گرفت .
علل سقوط دولت اموى
از جمله علل سقوط دولت اموى اين بود كه دو كس را وليعهد كردند كه يكى پس از ديگرى بخلافت برسد و اين ، در خاندان اموى نفاق و اختلاف انداخت و آنها را با يكديگر دشمن كرد زيرا همين كه يكى از دو وليعهد بخلافت ميرسيد براى خلع كسى كه بايد بعد از او بخلافت برسد ميكوشيد تا يكى از فرزندان خود را بجاى او انتخاب كند و اين كار موجب كينه و دشمنى ميشد را اختلاف و نزاع بامويان منحصر نميماند فرماندهان و فرمانداران آنها نيز در آن انباز ميشدند وقتى وليعهد دوم بخلافت ميرسيد ميكوشيد تا فرماندهان و فرماندارانى را كه به همدستى دشمن با خلع وى از ولايتعهد موافقت كرده بودند از ميان بردارد .
نخستين كسى كه اين روش را پديد آورد مروان بن حكم بود كه دو پسر خود عبد الملك و عبد العزيز را وليعهد كرد كه نخست عبد الملك خليفه شود و پس از وى عبد العزيز ، يعنى به قرار انجمن جابيه كه ميبايد پس از وى خالد بن يزيد و عمرو بن سعيد ابن عاص يكى از پس ديگرى خليفه شوند اعتنا نكرد ، از اينرو وقتى عبد الملك بخلافت رسيد عمرو بن سعيد بر ضد او قيام كرد و عبد الملك او را از ميان برداشت .
عبد الملك نيز روش پدر را پيش گرفت ، ميخواست عبد العزيز را از ولايتعهد خلع كند و دو پسر خود وليد و سليمان را وليعهد كند . اما عبد العزيز وفات يافت و عبد الملك بخلع او محتاج نشد و دو پسر خود را وليعهد كرد . وقتى وليد بن عبد الملك بخلافت رسيد او نيز ميخواست برادر خويش سليمان را از ولايتعهد خلع كند و پسر خود عبد العزيز را وليعهد كند و در اين باب نامههائى بفرمانداران خود نوشت ، حجاج بن يوسف ثقفى فرمانرواى عراق و قتيبة بن مسلم فرمانرواى خراسان و محمد بن قاسم فرمانرواى سند با اين نظر موافقت كردند وليد شاعران را عطيه داد تا از فضايل عبد العزيز سخن كنند ولى