تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠

فتنهء خوارج

بروزگار مروان فتنه خوارج سخت شد و كار ابو مسلم بالا گرفت . ضحاك بن قيس شيبانى كه از خوارج بود وقتى ديد پس از قتل وليد بن يزيد در ميان امويان اختلاف افتاد و آتش نفاق ميان قبايل طرفدارشان فروزان شد ، بر ضد بنى اميه قيام كرد و خوارج نيز به دو پيوستند ، چيزى كه بليه را سخت كرد اين بود كه وقتى مروان بن محمد بخلافت رسيد عبد الله بن عمر بن عبد العزيز را از فرمانروايى عراق معزول كرد و نضر بن سعيد قرشى را به جاى او گماشت ، عبد الله از فرمان مروان سر پيچيد و بحيره پناه برد . نضر بسوى عراق حركت كرد ، طايفه قيس به عنوان خونخواهى وليد كه مادرش از آن طايفه بود بعبد الله پيوستند و طوايف يمنى كه در خون وليد شركت داشتند طرفدار مروان شدند . ضحاك بسال 127 هجرى بكوفه حمله برد عبد الله پسر عمر و سليمان بن هشام به دو پيوستند ، بدينسان اختلاف ميان امويان افتاده بود كه بعضىشان براى ضديت با ديگر امويان با شورشيان يار ميشدند . كار ضحاك در كوفه بالا گرفت و ياران او به صد هزار رسيدند . دولت اموى در خطر افتاده بود ، چيزى نگذشت كه ضحاك كوفه را ترك كرد و بسوى موصل و از آنجا بسوى نصيبين رفت . مروان پسر خود عبد الله را براى مقابله وى فرستاد . عبد الله ضحاك را در نصيبين محاصره كرد ، مروان نيز به دو پيوست و ضحاكرا از ميان برداشتند و يارانش را فرارى كردند . اين رخداد بسال 128 هجرى بود .

ابو حمزه خارجى

كشته شدن ضحاك فتنهء خوارج را در عراق خاتمه نداد ، پيشواى تازه‌اى براى خارجيان پيدا شد كه نامش ابو حمزه بود . ابو حمزه هر سال به مكه ميرفت تا مردم را بر ضد مروان بشوراند و براى جنگ با او ترغيب كند . گروهى از خارجيان پيرو او شدند و كارش بالا گرفت . ابو حمزه بنزد عبد الله بن يحيى ملقب به
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 420 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده