تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
ساكت باشد هر چيزى داراى صفتى است كه آن را بد يا خوب كرده است . اين مذهب از بعضى جهات با مذهبى كه به دوران نهضت در اروپا رواج يافت و مذهب عقلى يا راسيوناليست ناميده شد همانند به همين جهت نيكلسن در " تاريخ ادبيات عرب " آنها را به همين اسم مينامد . برون در " تاريخ ادبيات ايران " گويد : " قدريه طرفداران آزادى اراده‌اند و به طورى كه دكتر ستنز گويد هدف اصلى آنها اقامه دلايل عقلى و برهان‌هاى فكريست و با تعليمات اهل سنت مخالفت دارد . اينان خويش را اهل عدل و توحيد يا ياران عدل و توحيد الهى مىناميدند . زيرا در نظر آنها عقيدهء اهل سنت دربارهء قضا و قدر بدانجا منجر مىشود كه خداوند انسان را بر گناهانى كه به ارتكاب آن مجبور است مجازات مىكند ، و با اين ترتيب خداوند را مستبد و بيرحم قلمداد ميكنند ، معتزله مىگويند عقيدهء اهل سنت كه قرآن را قديم مىدانند و ميگويند كه صفات خدا از ذات جداست يا قابل جدا شدن است ، در حقيقت قول بتعدد قديم است و شرك . "

عقايد سياسى معتزله

معتزله در آغاز پيدايش يك فرقه دينى بودند و بر خلاف شيعه و خوارج و مرجئه در كارهاى سياسى دخالت نمىكردند ولى چيزى نگذشت كه وارد سياست شدند و درباره شرايط امامت گفتگو كردند ، مسعودى گويد : " معتزله معتقدند كه امامت بانتخاب امت است زيرا خداوند شخص خاصى را معين نكرده است بنا بر - اين اختيار آن به دست امت است كه مردى را براى اجراى احكام انتخاب كنند ، تفاوت نمىكند كه اين شخص از قريش باشد يا از ديگر مسلمانان و پيروان ايمان و عدالت ، در امامت نسب و شرط ديگرى را رعايت نميكنند و انتخاب امام را بر اهل هر دورانى لازم ميدانند كسانى كه ميگويند انتخاب امام از قريش و غير قريش جايز است ، معتزله‌اند يا گروهى از زيديه مانند حسن بن صالح