تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
يعنى بابل قديم بوده كه در آنجا نژاد سامى با نژاد ايرانى روبرو شد و با يكديگر آميزش كردند و پس از مدتى كعبهء علم شد و چيزى نگذشت كه مركز دولت عباسى بشمار آمد . " بعقيدهء فون‌كريمر : مذهب اعتزال در دمشق زير نفوذ پيشوايان مذهبى رومى و مخصوصا يحياى دمشقى و شاگرد او تئودور ابوقره پديد آمد . اسم ديگر اينگروه يعنى كلمهء قدريه كه دلالت آن واضحتر است مربوط بعقيدهء آنهاست كه اراده انسان را آزاد مىدانند و نيز مربوط به حديثى است كه از قول پيغمبر جعل كرده‌اند كه " قدريه مجوسان اين امتند . " زيرا اينگروه بطورى كه ستننر گويد وجود شر را جايز ميشمارند و قاعده ديگرى وضع كرده‌اند كه عبارت از ضديت اراده انسان با اراده خداست . اين مطلب را دشمنان معتزله به آنها نسبت داده‌اند . شاعر صوفى ايرانى ، محمود شبسترى در اوايل قرن سيزدهم ميلادى در كتاب معروف و منظوم خود درباره تصوف بنام گلشن راز با اشاره به حديث پيغمبر گويد : " هر كه به قضا و قدر معتقد نباشد آتش‌پرست است چنان كه پيغمبر در حديث خويش گفته است . " فون‌كريمر معتقد است كه معبد جهنى كه بسال 80 هجرى در دمشق پيرو مذهب آزادى اراده بود اين مذهب را از يك ايرانى بنام سنبويه فرا گرفته بود ، سنبويه بفرمان عبد الملك و بروايتى بدستور حجاج كشته شد . عقيدهء معتزله مبنى بر پنج اصل است : توحيد و عدل و وعيد و منزلت ميان منزلتين و امر بمعروف با نهى از منكر .

توحيد

اصل اول توحيد است . معتزله بصرى و بغدادى و ديگران معتقد بودند كه خداوند عز و جل با ديگر چيزها همانند نيست ، جسم و عرض و ماده و جزء و جوهر نيست ، بلكه خالق جسم و عرض و ماده و جزء و جوهر است . او را در دنيا و در آخرت بوسيله حواس ادراك نميتوان كرد ، در مكان جاى نميگيرد و بوسيلهء ابعاد ، محدود نمىشود در ازل بىزمان و مكان