تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
از زير نفوذ امويان درآيند با فرستادن سلاح كمك ميدادند تا از جنگ با ولايتداران خويش وا نمانند .

يزيد بن عبد الملك

يزيد بن عبد الملك همان روز كه عمر بن عبد العزيز وفات يافت يعنى رجب سال 101 به خلافت رسيد و دوران خلافتش در شعبان سال 105 هجرى با مرگش به سر رسيد . وقتى يزيد بخلافت رسيد شوذب خارجى به جنگ امويان برخاست و در چند جنگ آنها را شكست داد تا مسلمة بن عبد الملك از طرف يزيد بفرماندارى كوفه منصوب شد و سعيد بن عمر حريشى را با سپاهى فراوان بجنگ شوذب فرستاد . در اين جنگ شكست در همراهان شوذب افتاد و گروهى بسيار اندك از آنها جان بدر بردند اين رخداد بسال 101 هجرى بود . بروزگار يزيد بن عبد الملك يزيد بن مهلب بن ابى صفره قيام كرد . وى از زندان عمر ابن عبد العزيز گريخت و ببصره رفت و ولايتدار آنجا را اسير كرد ، سپس بكوفه رفت و طايفهء ازد و كسان و خاندانش به دو پيوستند و كارش بالا گرفت و نيرو يافت . يزيد برادر خود مسلمه و برادرزاده خويش عباس بن وليد را با سپاهى فراوان بجلوگيرى او فرستاد ، وقتى دو سپاه روبرو شدند جنگى سخت درگرفت كه ياران يزيد بن مهلب از وى كناره گرفتند و او كشته شد . يزيد بن عبد الملك به عياشى و زنبازى معروف بود . دو كنيز داشت به نام حبابه و سلامه كه هر دو را سخت دوست داشت ، وقتى حبابه مريض شد يزيد چندين روز از مردم كناره كرد و كسى او را ديدار نكرد ، پس از آن حبابه بمرد و يزيد از فرط غم چند روز بر سر مرده‌اش نشست و او را دفن نكرد . يكى از خاصان او گفت مردم از اين قضيه سخن دارند
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 406 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده