تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
از جهان درگذشت .

عمر بن عبد العزيز در نظر تاريخ

عمر بن عبد العزيز با ديگر خليفگان بنى اميه تفاوت بسيار داشت تا آنجا كه بعضى مسلمانان خلافت او را در پيشانى آن قرن كه بلا مذهبى و استبداد و خون‌ريزى آلوده بود ، همانند خالى سفيد مىدانستند . مسلمانان عمر بن عبد العزيز را در عدالت و از جهان‌گذشتگى همانند عمر بن خطاب ميدانستند و جالب آنكه مادرش دختر عاصم بن عمر بن خطاب بود . وقتى عمر بخلافت رسيد سالم سدى كه از خاصان او بشمار بود بنزد او آمد عمر گفت : از خلافت من خرسند شدى يا دلگير ؟ گفت : براى مردم خرسند شدم اما براى تو دلگير . عمر گفت : بيم دارم خود را به هلاكت انداخته باشم . سالم گفت : چه خوب است كه بيم دارى ، بيم داشتم كه بيم نداشته باشى . عمر گفت : مرا موعظه كن . سالم گفت : پدر ما آدم براى يك گناه از بهشت بيرون شد . بروزگار عمر شاعران و سخنوران به دربار راه نداشتند و بجاى آنها پرهيزگاران و زاهدان بدربار آمد و رفت مىكردند ، بگفتهء مسعودى " وى بىنهايت زاهد و متواضع بود ، عاملان بنى اميه را كه پيش از وى مشغول بودند از كار بازداشت و بهترين كسانى را كه ميتوانست بجاى آنها گماشت . عاملان وى از روش او پيروى ميكردند و ناسزا گفتن بعلى را كه در روزگار امويان معمول بود ترك كرد " ملاحظات سياسى عمر را از عدل و داد انصراف نداد . زهد وى چندان بود كه مصالح عمومى را بر مصالح خويش ترجيح مىداد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 403 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده