تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
كه منفور مردم بود امپراطور روم ناميد . محاصرهء قسطنطنيه از طرف دريا سخت شد و نيروى دريائى مسلمانان بپايتخت حمله برد ، اما آتش يونانى بسيارى از كشتيهاى آنها را تلف كرد بعلاوه آذوقه آنها تمام شد و دچار گرسنگى و بيمارى شدند . بدينسان حمله مسلمانان به قسطنطنيه نتيجه نداد چنان كه حمله‌اى كه به دوران معاويه بدين شهر كرده بودند مفيد نيفتاده بود . به روزگار سليمان عياشى و خوش‌گذرانى در دربار رواج يافت و فساد در آنجا رخنه كرد . خليفه خواجه‌هاى بسيار در قصر خود نگاه مىداشت . اين رسم بواليان و اميران نيز سرايت كرد زيرا مردم پيرو پادشاهان خويشند . بعلاوه سليمان درباره ولايتداران خود ملاحظات خصوصى داشت . بعضى را اهميت مىداد و براى از ميان بردن بعضى ديگر ميكوشيد . از جمله كسانى كه سليمان بر ضد آنها بود محمد بن قاسم ولايتدار نواحى هند بود و قتيبة بن مسلم ولايتدار ماوراء النهر و موسى بن نصير ولايتدار اندلس و خانوادهء حجاج كه در عراق ميزيستند . سليمان ، حجاج و كسان و عاملان او را دشمن مىداشت تا آنجا كه حجاج بيم داشت وليد پيش از او بميرد و او بدست سليمان بيفتد . دشمنى سليمان با حجاج از آنرو بود كه وقتى وليد با او براى عزل سليمان از وليعهدى و انتخاب پسر خود عبد العزيز گفتگو كرد حجاج با فكر او موافقت كرد ، و چون سليمان بخلافت رسيد يزيد بن ابى كبشه را بولايت سند انتخاب كرد وى محمد بن قاسم را كه خواهرزاده حجاج بود گرفت و به بند كرد و بعراق فرستاد ، مردم سند بر محمد بگريستند ، وقتى بعراق رسيد او را در واسط محبوس كرد و صالح بن عبد الرحمن او را شكنجه كرد تا جان داد و زندگى اين سردار بزرگ به اقناع هوس خليفه كه اعمال بزرگ او را فراموش كرده بود بپايان رسيد . قتيبة بن مسلم نيز مبغوض سليمان بود زيرا او نيز با فكر وليد درباره عزل سليمان از
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 401 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده