اباضيه
اينان پيروان عبد الله بن اباض تميمى بودند . امتياز اين گروه از ديگر گروههاى خوارج اين بود كه با مخالفان خود چندان سخت نميگرفتند .
ميگفتند كه ازدواج با آنها رواست و خارجى و غير خارجى از همديگر ارث مىبرند . اينگروه بمسالمت گرايش داشتند ميگفتند جنگ با غير خوارج و اسير كردنشان بطور ناگهانى روا نيست بايد نخست دعوتشان كرد كه حجت بر آنها تمام شود و اعلان جنگ داد . اگر كار بجنگ رسيد و اموال آنها بدست خوارج افتاد جز سلاح و اسب چيزى از آن حلال نيست ، طلا و نقره و چيزهاى ديگر را بدشمنان رد ميكردند . ميگفتند كه سرزمين مخالفان كه مسلمان باشند ديار توحيد است مگر لشگرگاه حاكم كه سرزمين طغيان است .
معتقد بودند كه مسلمان مرتكب گناه كبيره ، موحد است اما مؤمن نيست كافر نعمت است اما كافر دين نيست . چون به خدا و رسول خدا اقرار دارد بايد او را موحد دانست ولى چون از شكر نعمت خدا دريغ كرده و از فرمان او سر پيچيده نعمت وى را كفران كرده و كافر نعمت است . ميگفتند اعمال بندگان مخلوق خداست ولى بحقيقت نه از روى مجاز ، منتسب به بندگان است . اوامر و نواهى خدا خاص مؤمن نيست متوجه كافر نيز هست زيرا در قرآن امر و نهى به صورت عام آمده است اينگروه در مذهب اختلاف كردند و چند گروه ديگر از آنها پديد آمده بود .
صفريه
اين گروه پيروان زياد بن اصفر بودند . وى كسانى را كه از جنگ با مخالفان خوددارى ميكردند در صورتى كه با عقيده وى موافق بودند تكفير نميكرد . ميگفت تقيه در گفتار رواست اما در كردار روا نيست ، بكشتن اطفال مشركان حكم نمىداد و آنها را كافر و جاويد در جهنم نميدانست . ميان گناهانى كه مستلزم حد است و گناهانى كه مستلزم حد نيست تفاوت ميكرد ، مرتكب قسم اول را كافر نميدانست و مرتكب قسم دوم را كافر ميشمرد ، ميگفت اين گونه گناهان چندان بزرگ است