رفتار خوارج با مخالفان خود
رفتار خوارج با مخالفان بسيار سخت بود . بسيارى از آنها كه به صورت عابد و زاهد بودند و از كوچكترين ناروا دورى ميگرفتند ، بزن و طفل شيرخوار و پير شكسته رحم نمىكردند و از كارهاى وحشيانه درباره آنها دريغ نداشتند گوئى به خدا معتقد نبودند و از رحم و شفقت بىبهره بودند . براى توجيه اعمال زشت خود به قرآن و حديث پيغمبر استشهاد ميكردند البته گروهى از آنها از اين كارها بر كنار بودند .
خوارج ميگفتند معنى شعار معروف " لا حكم الا لله " اينست كه داورى مخصوص خداست و نيازى بوجود امام نيست . على بن ابيطالب وقتى اين جمله را شنيد گفت " سخن حقى است كه باطل از آن مقصود است آرى داورى مخصوص خداست اما اينان مىگويند امارت مخصوص خداست . مردم بايد اميرى داشته باشند كه مؤمن در امارت او كار كند و كافر بهره برد "
دستههاى خوارج
خوارج بيست گروه بودند كه هر گروه ، تعليمات خاص و مخالف گروههاى ديگر داشت . اكنون از معروفترين گروههاى خوارج و تعليماتشان سخن ميكنيم :
ازارقه ، پيروان نافع بن ازرق بودند كه بنام ابو راشد شهره بود . ابو راشد از فقهاى بزرگ خوارج بود و هيچيك از گروههاى خوارج به كثرت و شوكت به پايه ازارقه نميرسيدند .
ازارقه على بن ابى طالب و همه مسلمانان را كافر ميدانستند . نافع روا نمىدانست كه پيروانش با ديگر مسلمانان نماز كنند يا از ذبيحه آنها بخورند يا با آنها ازدواج كنند ، زيرا به نظر وى همه مسلمانان مانند كافران و بتپرستان بودند سرزمين آنها را دار الحرب ميدانست و جنگ با آنها و كشتن اطفال و زنانشان را روا ميشمرد ، زيرا معتقد بود كه اطفال مخالفان او مشركند و جاودانه در جهنم خواهند ماند . نافع تقيه را در گفتار و كردار روا نميدانست