تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً .
يعنى مگر اينكه از آنها بترسيد و اين آيه :
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ .
يعنى گفت مردى مؤمن از آل فرعون كه ايمان خود را پوشيده ميداشت . نجده خوددارى از جنگ را روا ميدانست و ميگفت جهاد اگر ميسر شود بهتر است به حكم اين آيه كه :
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً .
يعنى خداوند مجاهدانرا بر بازنشستگان از جنگ بپاداشى بزرگ برترى داده است . خون و مال اهل ذمه را حلال ميدانست و از كسانى كه آن را حرام ميشمردند بيزارى ميجست . وجود امام را لازم نميدانست ميگفت مردم بايد با يكديگر بانصاف و عدالت رفتار كنند و اگر اين كار جز بوجود امام انجام‌پذير نبود رواست كه امامى انتخاب كنند .

بيهسيه

اينگروه پيروان ابى بيهس بن جابر بودند . از جمله تعليمات وى اين بود كه هيچكس مسلمان نيست تا بمعرفت خدا و پيغمبران وى اقرار كند و آنچه را پيغمبر آورده تصديق كند و اولياى خدا را دوست بدارد . وى واقفيه را كه مى - گفتند ما دربارهء كسى كه ندانسته مرتكب حرام مىشود توقف داريم كافر ميشمرد . به نظر او از جملهء چيزها كه پيغمبر آورده و معرفت آن واجب است محرماتيست كه مرتكب آن بمعرض وعيد و تهديد است پس واجب است كه مسلمانان محرمات را بشناسند و از آن احتراز كنند ، ميگفت بر مسلمان واجب است كه بعضى چيزها را بنام بشناسد و اگر از تفسير آن بى خبر باشد ضرر ندارد . ميگفت ايمان معرفت قلب است و گفتار و كردار جزء آن نيست . معتقد بود كه مخالفان وى مانند دشمنان پيغمبرند كه ميتوان با آنها بيكجا اقامت گرفت چنان كه مسلمانان با دشمنان پيغمبر بيكجا مقيم بودند .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 382 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده