اينان ميديدند كه جامعه اسلام در خطر افتاده و مصالح مسلمانان دستخوش منافع كسان شده گروهى از قاريان قرآن نيز كه در سپاه على بودند وقتى ديدند حكمين كارى از پيش نبردند و نتوانستند از خونريزى جلوگيرى كنند بخوارج پيوستند .
افكار دينى خوارج
خوارج در آغاز پيدايش بخلاف گفته نيكلسن ، در تاريخ ادبيات عرب ، رنگ سياسى صرف داشتند و چنين بودند تا به دوران عبد الملك كه تعليمات سياسى خويش را با انديشههاى دينى آميختند و گفتند كه انجام اوامر دين از نماز و روزه و راستگوئى و عدالت جزء ايمانست و ايمان تنها اعتقاد به خدا و پيغمبرى محمد نيست ، بنا بر اين هر كه معتقد باشد كه خدائى جز خداى يگانه نيست و محمد پيغمبر خداست اما واجبات دين را انجام ندهد و مرتكب گناهان كبيره شود كافر است ، بدينسان انديشههاى دينى خوارج به سختى و شدت از انديشههاى سياسيشان كمتر نبود .
زيرا تعصب سياسى آنها در انديشههاى دينيشان موثر افتاده بود و در كار دين بسيار سخت گير بودند و ملايمت و مدارا نميشناختند .
خوارج به پيروى احكام قرآن و اجراى اوامر آن سخت دلبسته بودند . از عذاب قيامت ميترسيدند ، به حق پاىبند بودند و باطاعت اوامر خدا و اجتناب از نواهى وى علاقه داشتند تا آنجا كه شهرستانى آنها را " اهل نماز و روزه " نام ميدهد ولى انديشههاى افراطى داشتند .
مرتكب گناه كبيره و بلكه گناه صغيره را نيز كافر ميدانستند . اگر لغزش كوچكى از پيشوايانشان سر ميزد بر ضد آنها قيام ميكردند ، اغلب خوارج با مسلمانانى كه با نظرياتشان موافق نبودند بىنهايت سختگير بودند و آنها را كافر مىشمردند بلكه بدتر از كفار با آنها رفتار ميكردند . وقتى و اصل بن عطا پيشواى معتزله بدست خوارج افتاد گفت مشرك است و به آنها پناه آورده زيرا معتقد بود كه دعوى كفر براى نجات از دست آنها بهتر از آن است كه بگويد مسلمانم و با عقايد شما موافق نيستم .