تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
قيام كند و ياران خود را بجانبازى و فداكارى در راه اطاعت خدا و جنگ با كفار ترغيب كرد شبيب بن يزيد شيبانى نيز با گروهى از ياران خود به دو پيوست اين رخداد در صفر 76 هجرى بود وقتى اينگروه بسوى موصل ميرفتند بيكدسته چارپا برخوردند كه از آن محمد بن مروان عامل جزيره بود ، خوارج چهارپايان را تصرف كردند و كسان خود را بر آن حمل كردند ، پس از آن در حران سپاه بنى اميه را كه شماره آن به صد هزار مىرسيد به سختى فرارى كردند و اموال آنانرا بغنيمت بردند و در چند جنگ ديگر امويان را شكست دادند . عجب اينجاست كه با آنكه عده خوارج كم بود و با آنكه صالح بن مسرح پيشواى آنها كشته شد باز هم سپاه امويان را شكست ميدادند . ابن خلكان نقل مىكند كه در يكى از جنگها قطرى بن فجاه بر اسبى لاغر و چوبى بدست بميدان شد و مبارز طلبيد . يكى از دشمنان به سوى او رفت قطرى چهره خويش را آشكار كرد آنمرد وقتى ويرا شناخت فرار كرد قطرى گفت كجا ميروى ؟ گفت فرار كردن از تو مايه ننگ نيست . خوارج غالبا مردمى شجاع و بيباك بودند شبيب كه يكى از پيشوايان خوارج بود بيباكى و بىاعتنائى را به جائى رسانيد كه وارد كوفه شد و بسيارى از كسانرا بكشت و مردم را بوحشت و بيم دچار كرد چنان كه درهاى خانه‌ها را ميبستند . وقتى حجاج ديد كه مردم كوفه ياراى مقاومت با خوارج ندارند و مردم عراق در جنگ آنها سستى ميكنند از عبد الملك خواست كه از شام سپاهى به كمك او بفرستد ، عبد الملك شش هزار كس به كمك او فرستاد . شبيب خارجى بيش از سى بار بر آنها حمله برد ولى در مقابل حملات وى مقاومت كردند . تصادفا وقتى كه خوارج از روى پلى كه بر دجيل بود عبور ميكردند اسب شبيب بسر درآمد و وى در آب افتاد و غرق شد سپاه شام بر ياران وى حمله بردند و آنها را نابود كردند و حجاج از خطر خوارج ايمن شد ، با مرگ شبيب يكى