حجاج بن يوسف ثقفى را بفرماندارى عراق انتخاب كرد . حجاج با كوفيان سخت گرفت تا به كمك مهلب شتافتند و كار وى نيرو گرفت و خوارج را به سوى كرمان فرارى كرد و خود در فارس اقامت گرفت ، پس از آن خوارج را تا جيرفت تعقيب كرد و در آنجا بيشتر از يك سال جنگ پيوستند تا ميان خوارج اختلاف افتاد . علت اختلافشان چنان بود كه يكى از خوارج مقعطر نام يكى از ياران خويش را كه مردى شجاع بود بكشت ، خوارج از قطرى تقاضا كردند قاتل را بدست آنها بدهد كه وى را قصاص كنند ، قطرى از اين كار دريغ كرد و گفت : مردى در تاويل خطا كرده سزاوار نيست او را بكشيد زيرا از اهل فضيلت و سابقه است .
و نيز درباره علت اختلاف ميگويند كه مهلب يك مسيحى را بسپاه خوارج فرستاد و به دو فرمان داد كه وقتى بدانجا رسيد قطرى را سجده كند ، مسيحى نيز فرمان مهلب را كار بست . خوارج بقطرى گفتند اين شخص تو را خدا ميداند و به مسيحى هجوم برده خونش را ريختند ، علت هر چه بود ميانشان اختلاف افتاد و جدايى گرفتند گروهى از آنها با قطرى بماندند و گروهى ديگر بعبدربه كبير پيوستند و دو گروه يك ماه با هم جنگ كردند تا ضعيف شدند ، در اينمدت مهلب آنها را به حال خود گذاشت پس از آن قطرى بسوى طبرستان رفت و عبدربه در كرمان اقامت گرفت مهلب در جيرفت ويرا محاصره كرد و او را از ميان برداشت و بر اموال و سپاهيان وى تسلط يافت . اين رخداد بسال 77 هجرى بود
وقتى حجاج از حركت قطرى و يارانش بسوى طبرستان خبر يافت سپاهى فراوان بسوى آنها فرستاد قطرى كشته شد و همراهان وى بعضى كشته شدند و بعضى متفرق شدند .
حجاج با صفريه نيز كه فرقهاى از خوارج بودند و صالح بن مسرح تيمى سالارشان بود جنگ كرد . صالح مردى بود عابد و فقيه و بياران خود فقه و قرآن تعليم ميداد ، غالبا در موصل و جزيره اقامت داشت و بكوفه آمد و رفت ميكرد . وقتى حجاج از كار وى خبر يافت به سختى در طلب وى برآمد ، صالح بسوى موصل گريخت و در آنجا تصميم گرفت بر ضد حجاج
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٧٦