تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
من دوستدار عثمانم و دشمن دشمنان او " وقتى خوارج ديدند كه ابن زبير با عقيده آنها موافق نيست از مكه رخت بربستند ، نافع بن ازرق حنظلى و عبد الله بن صفار سعدى و عبد الله ابن اباض و حنظلة بن بيهس بسوى بصره رفتند ، ابو طالوت كه از قبيله بكر بن وائل بود و ابو - فديك و عطية بن اسود يشكرى بسوى يمامه حركت كردند . وقتى نافع بن ازرق و پيروانش ببصره رسيدند در آن جا با ياران خود اجتماع كردند و از جهاد سخن راندند ، پس از آن قيام كردند و در زندان را بشكستند و خوارجى را كه ابن زياد محبوس كرده بود بيرون آوردند ، در همان وقت مردم بصره نيز بر ضد ابن زياد قيام كرده بودند و نفوذ او بسبب نهضت ابن زبير سستى گرفته بود و اين ، توفيق خوارج را آسان ميكرد . وقتى كار نافع بالا گرفت بصريان براى جنگ او آماده شدند . در شوال 64 هجرى باهواز رفت و در آنجا ميان او و بصريان جنگى سخت درگرفت كه نافع پيشواى خوارج و مسلم بن عبيس سالار بصريان كشته شدند و دو كس ديگر كه پس از آنها فرماندهى دو سپاه را عهده كرده بودند نيز بقتل رسيدند ، جنگ سخت ميان خوارج و بصريان كه طرفدار بنى اميه بودند ادامه داشت تا جمادى الاخر سال 65 هجرى كه بصريان شكست خوردند و فرارى شدند .

مهلب ابن ابى صفره در جنك خوارج

وقتى مردم بصره از حادثه خبر يافتند و خطر خوارج را معاينه ديدند از احنف بن قيس خواستند به جنگ آنها برخيزد احنف بدانها گفت مهلب ابن ابى صفره را كه مردى شجاع و جنگ آزموده و صاحب تدبير و رأى بود نامزد اين كار كنند مردم بصره از مهلب خواستند كه شر خوارج را از سر آنها كوتاه كند مهلب اين تقاضا را پذيرفت ، به شرط آنكه بهر كجا غلبه يافت امارت آن خاص وى باشد و براى جنگ از بيت المال او را كمك دهند و از ميان مردم و چابكسواران و اشراف هر كه را ميخواهد انتخاب كند ، شرايط او پذيرفته شد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 374 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده