علل سقوط حزب زبيريان
عبد الله بن زبير حجاز را مركز حكومت خود كرده بود اما در آنوقت عوامل سياسى از حجاز بشام و عراق انتقال يافته بود .
در حجاز طبقه اشراف مىزيستند كه بمنازعات سياسى رغبتى نداشتند و به سبب ثروتى كه بدست آورده بودند به آرامش و فراغت متمايل بودند ، از اينرو دعوت ابن زبير در آن سرزمين چنان كه بايد با موفقيت روبرو نشد و طرفداران جدى پيدا نكرد .
گويا ابن زبير زير نفوذ تمايلات قومى بود و ميخواست سلطه و نفوذ را به سرزمين حجاز بازگرداند و عظمتى را كه اين ناحيه بدوران پيغمبر و ابو بكر و عمر و عثمان داشته بود تجديد كند ، از اينرو وقتى پس از مرگ يزيد ، حصين بن نمير خواست با او بيعت كند به شرط آنكه در شام اقامت گيرد اين شرط را نپذيرفت و نخواست حجاز را ترك كند .
بعلاوه عبد الله بن زبير در نشر دعوت خود سستى ميكرد ، وى در حجاز اقامت داشت و كار دعوت در ولايات را بياران خود چون ضحاك بن قيس و زفر بن حارث و برادرش مصعب سپرده بود اما سزاوار بود كه انتشار دعوت را در مصر و عراق و ولايتهاى ديگر به خويشتن عهده كند .
كوشش شيعه و خوارج و مخالفتشان با ابن زبير در سقوط وى تأثير داشت ، زيرا نيروى او تقسيم شد . گروهى از مردان كارآزموده وى بجنگ خوارج سرگرم شدند و گروهى ديگر بتعقيب مختار برخاستند و بقيه با بنى اميه روبرو شدند ، اگر همه بر ضد بنى اميه به كار ميافتادند بر آنها غلبه مييافتند .
بدتر از همه آنكه ابن زبير ببخل شهره بود ، بگفته مولف عقد الفريد مصعب بن زبير وقتى مختار بن ابى عبيد ثقفى را كشت با گروهى از بزرگان عراق بنزد عبد الله بن زبير رفت و گفت : بزرگان عراق را بنزد تو آوردهام تا از اين مال به آنها ببخشى . عبد الله گفت :
بندگان مردم عراق را بنزد من آوردهاى كه از مال خدا به آنها ببخشم به خدا چنين نمىكنم .