واگذار تا تو را بدنيايت واگذارد . "
اخلاق و صفات معاويه
معاويه يكى از مدبران و سياستمداران عرب بود . بگفتهء مؤلف الفخرى : " مردى بود خردمند و نيرومند و مدبر و عاقل و حكيم و فصيح ، بوقت حلم حليم بود و به وقت خشونت خشن ، اما بردبارى بر او غلبه داشت . كريم و بخشنده و جاهطلب بود ، اشراف قوم را عطا بسيار مىداد ، سران قريش چون عبد الله بن عباس و عبد الله بن زبير و عبد الله بن جعفر و عبد الله بن عمر و عبد الله بن ابو بكر و ابان بن عثمان و كسانى از خاندان ابيطالب در دمشق به نزد وى ميرفتند و با آنها نيكى ميكرد و حوائجشان را انجام ميداد ، سران قريش با وى بتندى سخن ميگفتند اما معاويه سخن را به شوخى ميكشانيد يا از گفتارشان تغافل ميكرد . يكروز بقيس بن سعد بن عبادهء انصارى گفت : نميخواستم جنگ ميان من و على بپايان برسد و تو زنده باشى .
قيس گفت : به خدا نميخواستم جنگ بپايان برسد و تو امير المؤمنين باشى ، معاويه خاموش ماند و چيزى نگفت .
نيكلسن در كتاب " تاريخ ادبيات عرب " دربارهء معاويه چنين ميگويد : " سياستمدارى ورزيده بود و در كار سياست از ريشيليو سياستمدار معروف فرانسوى كمتر نبود ، بسبب آشنايى كامل به طبع انسانى توانست مردم صاحبنظر را كه مخالف وى بودند بصف خويش بكشاند .
از جمله نشانههاى بردبارى معاويه گفتگوئى است كه ميان او و دارميه رخ داد . يك بار كه به حج رفته بود سراغ زنى را گرفت كه از بنى كنانه بود و در حجون مقيم و دارميه نام داشت او را بياوردند . زنى بود سياه چرده و فربه . وقتى بيامد معاويه گفت اى دختر حام حالت چگونه است ؟