تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
مختار باشند بلكه ميخواهيد يك حكومت هرقلى پديد آوريد كه وقتى هرقل از جهان در - گذشت هرقل ديگرى بجاى او بنشيند . " حسين بن على نيز برخاست و به اين كار اعتراض كرد ، عبد الله بن زبير نيز مانند او رفتار كرد .

فرستادگان شهرها

بدينسان گروه مخالفان با بيعت يزيد به پيشوائى حسين بن على و عبد الرحمن بن ابى بكر و عبد الله بن زبير بوجود آمد اما معاويه به مخالفتشان اعتنا نكرد و به عاملان خود نوشت كه مقدمات بيعت يزيد را در شهرها فراهم كنند و از جانب مردم نمايندگانى بدمشق بفرستند . وقتى فرستادگان به دمشق رسيدند ضحاك بن قيس فهرى در جمعشان سخن گفت و به بيعت يزيد دعوتشان كرد و مقصود معاويه انجام گرفت . معاويه و ضحاك بن قيس و ديگران با فرستادگان شهرها راجع باهميت اسلام و حرمت خلافت و فضيلت يزيد و آشنائى او با سياست و ثمرات بيعت او سخن كردند و بيعت يزيد را اعلام داشتند . بىگفتگو در اين جمع كسانى بودند كه از روش معاويه خشنود نبودند ، از جمله احنف بن قيس كه بصراحت معروف بود و در راه حق از سرزنش كسان باك نداشت به معاويه گفت : " اگر راست بگوئيم از شما بيم داريم و اگر دروغ بگوئيم از خدا ميترسيم . تو از كار يزيد بهتر از همه خبر دارى اگر ميدانى خدا و امت او رضايت دارند در كار او مشورت مكن و گرنه اكنون كه در راه آخرتى دنيا را به او مسپار . در هر حال وظيفه ما اينست كه بگوئيم اطاعت ميكنيم . "

رفتن معاويه بمدينه

معاويه براى انجام هدف خود تدبيرهاى گوناگون به كار برد نزديكان را ببخشش و بيگانگان را بلطف و مدارا رام كرد و بيشتر كسان را به بيعت يزيد درآورد . وقتى بيعت مردم شام و عراق انجام شد بمدينه رفت تا از مردم آن بيعت بگيرد . حسين بن على و عبد الله ابن زبير و عبد الله بن عمر با وى ملاقات كردند كه با آنها بسردى رفتار كرد . پس از آن بنزد
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 343 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده