و وارد كوفه شدند تا نتيجه داورى معلوم شود .
اين گروه هستهء اصلى خوارج بودند كه پيدايش آنها در تاريخ اسلام مؤثر افتاد بنا بر - اين بعد از صفين گروهى ديگر بر دو گروه افزوده شد و مسلمانان به سه گروه تقسيم شدند .
گروه على و معاويه و خوارج .
چنان كه گفتيم خوارج نخست طرفدار على بودند و بسبب داورى از وى جدا شدند اما پيدايش اين گروه مايهء حيرت است زيرا خروج آنها دليل درستى نداشت آنها بودند كه على را به پذيرفتن داورى واداشتند كه بناچار به آن رضايت داد و شگفتا كه بدستاويز چيزى كه خودشان در پذيرفتن آن اصرار داشتند بر ضد على برخاستند اينكه گفتند على بسبب پذيرفتن داورى در خلافت خود ترديد كرده درست نيست زيرا صاحب حق در حقانيت خود ترديد ندارد اما وقتى حريف به حق تسليم نشد ناچار براى قطع نزاع به قاضى يا داور مراجعه مىكند .
خلاصه آنكه بناى ظهور خوارج بر مقدماتى است كه به خوبى واضح نيست . آن چه مسلم است آنها ميان مسلمانان تفرقه انداختند و به چيزى كه آن را حق ميپنداشتند فريفته شدند على وقتى شنيد كه ميگويند : " داورى بجز خدا نيست " گفت اين سخن حقى است كه به قصد ناحق ميگويند .
روز نهروان
على نمىتوانست نظر خوارج را بپذيرد . آنها عقيده داشتند كه على با پذيرفتن حكميت كافر شده يا دست كم خطا كرده است . ميگفتند : به كفر يا خطاى خود اقرار كن تا با تو يار شويم اما على نميتوانست به تقاضاى آنها تسليم شود و بكفر خود اقرار كند زيرا او از حق منحرف نشده بود و به مصلحت مردم و رضاى خداوند كار كرده بود از اينرو خوارج بصره و كوفه فراهم شدند و به سوى نهروان عزيمت كردند و عبد الله بن وهب راسبى را سالار خويش كردند . در راه هر كس را مييافتند كه با عقيدهء آنها موافق نبود و على و عثمان را لعنت نميكرد وى را ميكشتند .