داوران پشت سر خود نيروئى نداشتند كه رأى آنها را اجرا كند . داوران بر خلع على و معاويه اتفاق كردند و مقرر داشتند كه كار انتخاب خليفه به اختيار مسلمانان باشد و اين مطلب را در پيمانى نوشتند و مهر زدند . اما مسلمانان مطيع حكم آنها نشدند . رفع اختلاف بعهدهء آنها بود اما از عهدهء آن برنيامدند .
تنها نتيجهء داورى اين بود كه سپاه على را دچار اختلاف كرد و سپاه شام ابتكار را بدست گرفت . على وقتى نتيجهء داورى را ديد مىخواست شمشير را ميان خود و معاويه داور كند و براى جنگ وى آماده شد اما همين كه خواست بسوى شام عزيمت كند خبر رسيد كه خوارج بسوى مداين حركت كردهاند .
پيدايش خوارج
جنگ صفين به ترتيبى كه گفتيم بپايان رسيد . على از صفين بازگشت و معاويه راه شام گرفت ولى بازگشت مردم شام با بازگشت مردم عراق متفاوت بود .
مردم شام متحد بودند ولى مردم عراق باختلاف دچار شده بودند .
طبرى گويد : " وقتى با على بصفين ميرفتند با يكديگر دوست بودند ولى هنگام بازگشت دشمن يكديگر بودند . هنوز از لشگرگاه صفين خارج نشده بودند كه گفتار " داورى بجز خدا نيست " ميان آنها رواج يافت و در تمام راه با يكديگر در نزاع و جدال بودند و همديگر را بتازيانه ميزدند . خوارج ميگفتند : اى دشمنان خدا دين خدا را متزلزل كرديد و مردان را بداورى انتخاب كرديد ، ديگران ميگفتند : شما از جماعت دورى كرديد و از اطاعت امام بيرون رفتيد .
وقتى على بكوفه رسيد خوارج با وى بكوفه درنيامدند بلكه در حرورا كه نزديك كوفه بود فرود آمدند . اين گروه دوازده هزار كس بودند و يكى در ميان آنها بانگ زد كه فرماندهء جنگ شيث بن ربعى و پيشواى نماز عبد الله بن كواء يشكرى است و پس از فتح كار را به شورى مىنهيم ، بيعت مخصوص خداست و شعار ما امر بمعروف و نهى از منكر است .