تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
عمرو گفت : بناچار عثمان يا كافر بود يا مؤمن . ابو موسى گفت : بنويس . عمرو گفت : عثمان كه كشته شد ظالم بود يا مظلوم ؟ ابو موسى گفت : مظلوم بود . عمرو گفت : مگر خدا حق خونخواهى مظلوم را براى بازماندگان او قرار نداده است . ابو موسى گفت : چرا . عمرو گفت : مگر براى عثمان بازمانده‌اى بهتر از معاويه سراغ دارى ؟ ابو موسى گفت : نه . عمرو گفت : بنا بر اين مگر معاويه نبايد قاتل عثمان را هر كجا هست بيابد و او را بكشد يا چندان بكوشد كه از پيدا كردن وى عاجز ماند ؟ ابو موسى گفت : چرا . عمرو به نويسنده گفت : بنويس ابو موسى نيز دستور داد و نوشت . عمرو گفت : ما شاهد ميآوريم كه على عثمان را كشته است . ابو موسى گفت : اين حادثه‌ايست كه در اسلام رخ داده ولى ما براى خدا جمع شده‌ايم . بيا كارى كنيم كه خدا بوسيلهء آن كار امت محمد را بصلاح آورد . عمرو گفت : آن چيست ؟ ابو موسى گفت ميدانى كه مردم عراق معاويه را دوست ندارند و مردم شام على را دوست ندارند . بهتر نيست هر دو را از خلافت خلع كنيم و عبد الله بن عمر را بخلافت برداريم ؟ عمرو گفتار ابو موسى را تصديق كرد و چند كس را براى خلافت نام برد اما ابو موسى با انتخاب آنها موافقت نكرد . پس از آن عمرو پيمان داورى را كه هر دو مهر زده بودند گرفت و در هم پيچيد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 319 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده