تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مردم ميگفت : عثمان غاصب خلافت است و وصى پيغمبر على است ، اكنون بپاى برخيزيد و از اميران خود عيبجوئى كنيد و امر بمعروف و نهى از منكر را شعار خود كنيد و مردم را بدان بخوانيد . "

پيشرفت دعوت ابن سبا در مصر

مردم مصر از عثمان و عبد الله بن سعد بن ابى سرح كه از طرف وى فرماندار مصر بود سخت خشمگين بودند از اينرو دعوت ابن سبا در آنجا به خوبى پيشرفت ميكرد ، بعلاوه حضور محمد بن ابى بكر و محمد بن ابى حذيفه كه از عثمان آزرده بودند و در مصر ميزيستند به پيشرفت دعوت او كمك ميكرد . مخالفت محمد بن ابو بكر با عثمان از آنرو بود كه وى با على بن - ابيطالب نزديك بود و در سايهء وى پرورش يافته بود ، با حسين بن على نيز خويشاوندى داشت . مادر محمد اسماء دختر عميس بود و على پس از وفات ابو بكر اسماء را بزنى گرفت و محمد در خانهء وى بزرگ شد ، هنگاميكه دختران يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى را به مدينه بردند حسين بن على يكى از آنها را بهمسرى برگزيد يكى از آنها نيز همسر محمد - بن ابو بكر شد . ابن حذيفه نيز در جنگى كه بسال 31 هجرت ميان مسلمانان و روميان رخ داد و سابقا از آن سخن داشته‌ايم با عبد الله بن سعد بن ابى سرح بر سر تكبير نماز اختلاف پيدا كرد و از آن پس كينهء عثمان و عاملان وى را بدل گرفت . مقريزى سبب دلتنگى محمد - ابن ابى حذيفه را از عثمان چنين آورده كه وى پس از مرگ پدر در دامان تربيت عثمان بزرگ شد و چون عثمان بخلافت رسيد از او تقاضاى كارى كرد اما عثمان تقاضايش را نپذيرفت زيرا يك بار شنيده بود كه ابن ابى حذيفه شراب نوشيده است . بتدريج كار فتنه در بصره و كوفه و مصر به جائى رسيد كه عثمان ناچار شد چند تن از مردان خويش را براى تحقيق كار بدين نواحى بفرستد : محمد بن مسلمه را به كوفه و اسامة - ابن زيد را به بصره و عبد الله بن عمر را بشام و عمار بن ياسر را به مصر فرستاد ، عمار يكى
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 297 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده