را تلف كند و آنها را بكشد . وقتى نامه را ديدند از راه مدينه بازگشتند و بنزد عثمان رفتند .
عثمان قسم ياد كرد كه نامه را ننوشته و به نوشتن آن فرمان نداده و از آن خبر ندارد . به دو گفتند مروان بن حكم را بما بسپار ، زيرا محقق شده بود كه فرستادن نامه كار مروان است اما عثمان تقاضاى آنها را نپذيرفت بدينجهت او را محاصره كردند . كار محاصره بيست و دو روز طول كشيد . در اينمدت گروهى از صحابه بدفاع از او برخاستند اما عثمان قسمشان داد كه از اين كار دست بردارند مبادا كار فتنه بالا گيرد و خطر بزرگ شود .
قتل عثمان
شورشيان متوجه شدند كه موسم حج بسر رفته و به زودى كمكى كه عثمان از ولايات خواسته ميرسد از اينرو در كار خود سرسخت شدند و پس از زد و خوردى مختصر كه ميان آنها و مدافعان عثمان چون حسن و حسين و عبد الله بن زبير رخ داد به خانه او درآمدند و يكنفر غافقى نام او را به يك ضربت كشت . ديگرى مىخواست ضربتى به دو بزند اما نائله زن عثمان جلو او دويد و شمشير را از دستش بگرفت كه انگشتش قطع شد پس از آن گردن عثمان را زدند و خانه او و بيت - المال را غارت كردند و اين رخداد در 18 ذيحجه بود بسال 35 هجرى . پس از آن در 25 ذيحجه على بن ابيطالب بخلافت رسيد پس از قتل عثمان اختلاف در مسلمانان افتاد و دولت اسلام دچار ضعف شد .
موقعيت مردم مدينه
گويا مردم مدينه در كار دفاع از عثمان سهلانگارى كردهاند زيرا نميتوان گفت آنها كه جنگ آزموده بودند و مكرر در جنگهاى سخت شجاعت نموده بودند از يارى عثمان و جلوگيرى از اينگروه فتنهجو ناتوان بودند .
بىگفتگو اگر از عثمان دفاع كرده بودند ، گروه اندك فتنهجويان نمى - توانستند او را بكشند و مردم مدينه را بقبول تمايلات خود مجبور كنند .
محققا گروهى از بزرگان مدينه از عثمان خشمگين بودند زيرا وى بنى اميه را بر بزرگان