تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
در مقابل اشراف ، سپاهيان با فقر و مسكنت ميزيستند زيرا عاملان عثمان غنائم را به خود اختصاص داده بودند و سپاهيان را از آن محروم ميداشتند ، زيرا عقيده داشتند كه غنائم مال خداست و حق سپاهيان اجرت مختصرى است كه به آنها داده مىشود وقتى سپاهيان كه غالبشان بدوى بودند ديدند كه حاكمان و فرماندهان غالبا قرشى ، اموال گزاف را به خود اختصاص داده‌اند و ثروت و افتخارى كه در جستجوى آن از صحرا بيرون آمده بودند نصيب قرشيان شده و جنگجويان از غنائم جنگ كه در زمان پيغمبر و ابو بكر و عمر ميان آنها تقسيم ميشد محروم مانده‌اند ، كينهء قريش را در دل گرفتند و آنها را غاصب حقوق خويش شمردند و آرزو كردند از تسلط و نفوذ قرشيان خلاص شوند . عجب نيست اگر سپاهيان عرب ميگفتند كه غنائم جنگ خاص آنهاست و مربوط بحكومت نيست و مال متعلق به مسلمانان است و متعلق به خدا نيست . از آنچه گفته شد ميتوان دريافت كه بروزگار عثمان وضع دولت اسلام تغيير يافته بود و اين تغيير ، انديشهء خرده‌گيرى از خليفه و اعتراض به روش او را پديد آورد و مردم را در مدينه و ديگر ولايات اسلام بتمرد برانگيخت و زمينه را براى تبليغات مخالفان مهيا كرد . نخست آتش شورش را يكى از صحابيان قديم دامن زد كه به زهد و پرهيزگارى شهره بود . اين شخص ابوذر غفارى بود كه بتحريك يكى از مردم صنعا بنام عبد الله پسر سبا بر روش عثمان و معاويه عامل وى باعتراض برخاست . عبد الله بن سبا در آغاز يهودى بود ، سپس مسلمان شد و در كشورهاى اسلامى بگشت ، نخست در حجاز بود سپس به بصره رفت و از آنجا بكوفه و شام و مصر سفر كرد . ابن سبا در شام ابوذر را ديد و او را بر ضد معاويه تحريك كرد ، به دو گفت : از كار معاويه تعجب نميكنى كه ميگويد اين مال از آن خداست و همه چيز متعلق بخداست گوئى ميخواهد اموال را به تنهائى تصرف كند و نام مسلمانان را از دفتر عطا محو كند .