تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
از ياران پيغمبر بود و از جمله مسلمانان نخستين . فرستادگان عثمان همه بسوى او بازگشتند مگر عمار كه شورش‌طلبان مصر او را متمايل خويش كردند . پيش از اين گفتيم كه عمار از عثمان خوشدل نبود از اينرو كه وقتى بعباس بن عتبة بن ابى لهب ناسزا گفت عثمان او را تأديب كرد . پيوستن عمار بشورش‌طلبان نشان ميدهد كه سستى عثمان تا چه حد بدبينى كسان را تحريك كرده بود .

نتيجهء تبليغات ابن سبا

ابن سبا منظور خود را انجام داد و ولايات را بر ضد عثمان و عاملان وى بشورانيد . دعوت وى بنتيجه رسيد زيرا بسيارى از مردم صاحب نفوذ مانند محمد بن ابى حذيفه و محمد بن ابى بكر و عمار بن ياسر بنفع او كار ميكردند مخصوصا ابن ابى حذيفه كه در مخالفت عثمان سرسخت بود . وقتى دعوت ابن سبا رواج يافت مردم مصر به شورش‌طلبان بصره و كوفه نامه نوشتند و قرار كردند بسوى مدينه حركت كنند ، كار از حدود و سخن گذشته به مرحلهء عمل رسيده بود . گروههاى مصرى و بصرى و كوفى كه هر كدام سيصد كس بودند بيرون مدينه بهم برخوردند و دربارهء انتخاب جانشين عثمان اختلاف پيدا كردند . مردم بصره به زبير متمايل بودند ، مردم كوفه بطلحه علاقه داشتند ، مردم مصر به پيشوايى ابن سبا خواستار خلافت على بودند و هر يك از سه گروه ميكوشيدند كه منظور خود را از پيش ببرند و كسى را كه به دو تمايل دارند بخلافت برسانند .

كوشش عثمان براى جلوگيرى از خطر

عثمان براى جلوگيرى از فتنه ، تقاضاى مصريان را پذيرفت و آنها راه ديار خويش گرفتند ولى در راه به سوارى برخوردند كه گاهى از آنها كناره ميگرفت و گاهى در راهشان نمودار ميشد كه از او بدگمان شدند و همين كه ويرا تفتيش كردند بهمراهى او نامه‌اى يافتند از طرف عثمان و به مهر او كه به عامل خود در مصر نوشته بود و به دو فرمان ميداد كه اينگروه
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 298 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده