تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
پيش ميبايد داشت . مسلمانان در آغاز كار ، خلافت عثمان را با خرسندى استقبال كردند كه ويرا مردى نرمخو و ملايم و سهل‌انگار ديدند ، در صورتى كه عمر با آنها بخشونت و سختى رفتار ميكرد ، عمر زميندارى را براى مسلمانان ممنوع كرده بود بعلاوه بمردم قريش اجازه نميداد از مدينه برون شوند و در ديگر شهرها مقام گيرند ، عثمان اين قيود را از ميان برداشت و ببزرگان اصحاب اجازه داد كه هر جا ميخواهند مقام گيرند و املاك وسيع براى خود فراهم آورند . بعلاوه كار زكات را به اختيار ثروتمندان گذاشت كه زكات خويش را به بيت المال بفرستند . ثروتهاى فراوان كه از گشودن كشورها سيل‌وار به مدينه ميرسيد مردم را به رفاه و خوشى متمايل كرد چندان كه بعضىها بعياشى راغب شدند و نمودارهائى از لهو و تفنن در مدينه رواج يافت و عثمان ناچار شد از مردم جلوگيرى كند و گروهى از وى دلگير شدند ، گروهى از مسلمانان و از جمله تنى چند از بزرگان اصحاب ابو ذر و عمار ياسر و عبد الله بن مسعود با عثمان سرگران بودند و طوايف آنها كينه عثمان را بدل داشتند . بگفتهء سيوطى بنى هذيل و بنى زهره كينه‌توز عثمان بودند زيرا با عبد الله بن مسعود بدرفتارى كرده بود . بنى غفار نيز بسبب رفتارى كه با ابوذر پيش گرفته بود خشمگين بودند ، بنى مخزوم نيز از رفتار او با عمار بن ياسر دلخوش نبودند و عجب نبود اگر اين گروه در ولايات بشورشيان پيوستند و بر ضد عثمان همداستان شدند ، نزديكان آنها نيز در مدينه از روش عثمان خرده ميگرفتند چندان كه ناچار شد دربارهء رفتار خود توضيح بدهد . گر چه پاره‌اى توضيحات وى قانع‌كننده به نظر ميرسيد اما تبليغات ضد عثمان از دلايل وى قوىتر بود . بعضى دلايل او نيز سست بود و نميتوانست بزرگان اصحاب را قانع كند و از سرزنش وى بازدارد . طبرى و دينورى و سيوطى بدعتهاى عثمان را كه بروزگار پيغمبر و ابو بكر و عمر