دين بيشتر از سياست ارتباط دارد . گويا عثمان نميخواست پيرو سياستى خاص شود ، شايد از آنرو كه مردى پير و ملايم و ديندار بود و ميخواست از روش گذشتگان پيروى كند اما به زودى اين نقص را تلافى كرد و نامههائى به عاملان و فرماندهان سپاه و همه مسلمانان نوشت و آنها را بامر معروف و نهى از منكر و نيكوئى با اهل ذمه و وصول خراج مطابق عدل و انصاف ترغيب كرد و خراجگيران را چنين اندرز داد : " خداوند خلق را به حق آفريده و جز حق چيزى نميپذيرد . حق را بگيريد و حق را بدهيد و بامانت چنگ زنيد و بند امانت را پاره مكنيد كه در گناه كسانى كه پس از اين بروش شما ميروند شريك خواهيد بود . به پيمان وفا كنيد و به يتيم و پيماندار ستم مكنيد كه هر كه با آنها ستم كند خدا دشمن اوست . "
فتوح بروزگار عثمان
بروزگار عثمان طبرستان بدست سعيد بن عاص گشوده شد . حسن و حسين دو فرزند على و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمر و عمرو بن عاص و زبير بن عوام با سپاه فاتح طبرستان همراه بودند .
بسال 31 هجرى مردم خراسان از اطاعت عثمان بيرون رفتند و وى عبد الله بن عامر فرماندار بصره را با سپاهى فراوان بدانسو فرستاد . عبد الله بن عامر در مرو و خوارزم با مردم مصاف داد و از نو آن را گشود و مردم شهرهاى ديگر مانند نيشابور و بلخ با او به صلح آمدند ، وقتى كارها را بسامان برد ببصره بازگشت .
عثمان وليد بن عقبه را بفرماندارى كوفه فرستاد و چهل هزار سپاه در اختيار وى نهاد تا مرزها را نگهبانى كند و از دستبرد دشمن نگهدارد و اگر كسى سر نافرمانى داشت او را باطاعت بازآرد . فرماندار كوفه هر سال گروهى از سپاهيان خود را به نواحى مرزى مى - فرستاد .
بروزگار عثمان مردم آذربايجان از اطاعت او بيرون رفتند و از پرداخت جزيه دريغ كردند . وليد بدان سرزمين حمله برد و آنها را باطاعت خليفه درآورد ، مردم ارمنستان