تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
نيز سر بشورش برداشتند و از اطاعت بدر رفتند و وليد با سپاهى بر آنها تاخت و متفرقشان كرد . بسال 32 هجرى عبد الرحمن بن ربيعه بسرزمين خزر حمله برد و تا بلنجر مهمترين شهر آن ناحيه كه آنسوى باب الابواب بود پيش رفت اما تركان در مقابل مسلمانان مقاومت كردند و آنها را به فرار وا داشتند . حكومت شام از روزگار عمر بدست معاويه پسر ابى سفيان بود . معاويه نيروى دريائى بوجود آورده بود و بكمك آن با روم شرقى مبارزه ميكرد و در كشاكش روميان در آسياى صغير تا عموريه پيش رفت و در مديترانه قبرس و رودس را تصرف كرد . به علاوه بسيارى از قلعه‌هاى روم شرقى را گشود و از آنجا راه ارمنستان گرفت تا به كيلكيه رسيد و مردم آنشهر با وى صلح كردند ، سپس بفتوح خود ادامه داد تا به تفليس رسيد . بسال 26 هجرى عبد الله بن سعد بن ابى سرح در صدد افتاد بسوى افريقيه حمله برد و از عثمان اجازه خواست ، عثمان پس از مشورت با بزرگان اصحاب به دو اجازه داد و از مدينه سپاهى فراوان كه گروهى از بزرگان اصحاب از آن جمله بودند بكمك وى فرستاد . سپاه مذكور به سوى افريقيه رفت و مدتى خبرى از آن به مدينه نرسيد ، عثمان عبد الله بن زبير را با گروهى فرستاد تا اخبار سپاه را به دو برسانند . وقتى ابن زبير بافريقيه رسيد روش جنگى ابن ابى سرح را نپسنديد ، زيرا مطابق آن مسلمانان تا نيم روز جنگ ميكردند و تا روز بعد در لشگرگاه ميزيستند ، به نظر ابن زبير عيب اين روش آن بود كه دشمنان فرصت كافى براى استراحت و آسودن از خستگى داشتند . به ابن ابى سرح گفت سپاه مسلمانان را به دو گروه كند ، گروهى از آغاز روز با دشمن بجنگند و گروه ديگر در لشگرگاه بمانند وقتى گروه اول از جنگ دست ميكشد ، گروه ديگر به سپاه خستهء دشمن بتازد ، ابن ابى سرح از مقام خود چشم پوشيد و فرماندهى سپاه را بابن زبير گذاشت او نيز روش خود را عملى