با نرمى و آسان بر زبان ، جارى مىشوند . اين دو به دليل عدم مشابهت حركت ما قبلشان ، شباهت كمترى به الف دارند ، به اين سبب مقدار كشش آنها كمتر از الف است ، ولى به سبب سكونشان شبيه الف بوده و صفت « لين » را دارند .
17 - حروف « هوايى » :
همان حروف « مدّولين » است ، سبب نام گذارى آنها به هوايى اين است كه هنگام تلفظ هر يك از آنها هوا در دهان جريان مىيابد ، و تلفظ اين حروف بر هواى دهان استوار است . اصل در حروف هوايى ، الف بوده ، واو و ياء در اين صفت همانند الف شده است . جريان هوا در الف بيش از واو و ياء است و هنگام تلفظ آن ، زبان تكيه و استقرار بر موضعى در دهان ندارد .
18 - حروف « خفيه » :
حرف هاء « 1 » و حروف مدّولين را خفيه ناميدهاند ؛ زيرا اگر هنگام تلفظ ، بعد از حرفى داخل شوند آهسته ادا مىشوند ، و به سبب صفت خفاء ، هاء را با صله دادن تقويت مىكنند . بيشترين مرتبه خفاء را الف دارد و هنگام تلفظ الف گريزى از آن نيست .
در حقيقت براى الف مخرجى نيست كه به آن نسبت داده شود . همچنين تغيير پيدا نكرده و حركت ماقبلش را نيز نمىپذيرد و هنگام تلفظ آن ، زبان به هيچ يك از اندامهاى گفتارى تكيه ندارد ، بلكه از هواى دهان خارج مىشود كه حاصل از قطع هوا و صدا در انتهاى حلق است . برخى از دانشمندان گفتهاند : در همزه خفاى اندكى است .
نون ساكن نيز خفاء دارد .
19 - حروف « علّه » :
حروف « مدّولين » را علّه هم ناميدهاند و جماعتى همزه را هم به آن افزودهاند . سبب نامگذارى آنها اين است كه در تمام كلام عرب هيچ حرفى به جز اينها ، دچار تغيير و تبديل نمىگردد ؛ ياء و واو اعلال شده ، به الف يا همزه تبديل
هامش
( 1 ) . دكتر ابراهيم انيس در كتاب الاصوات اللغويه ، ص 71 مىنويسد : هنگام تلفظ هاء ، دهان حالتى شبيه تلفظ آواهاى لين ، به خود مىگيرد . از آواى هاء ، نوعى سايش شنيده مىشود كه اگر آن را نداشت ، بيشترين قرابت را با آواى لين عادى پيدا مىكرد .