14 - حروف « ابدال » :
دوازده حرف است ، « 1 » ( طال يوم أنجدته ) . اين حروف را ابدال ناميدهاند ، چون بدل از ( به جاى ) حروف ديگر قرار مىگيرند ؛ مثلا در « هذا أمر لازب و لازم » « 2 » ميم بدل از باء [ يعنى به جاى باء ] آمده است . بنابر اين ، نبايد گفت باء بدل از ميم است ، چون باء از حروف ابدال نيست ؛ به عبارت ديگر حرفى غير از باء بدل از باء مىشود ، ولى باء به جاى حرف ديگرى نمىنشيند .
قاعدهء بدل در هر جايى سارى و جارى نيست « 3 » ، بلكه مقيّد به شنيدن از عرب است ؛ يعنى نقلى است و قياسى نيست . در كلام عرب هيچ حرفى جز اين حروف دوازده گانه بدل قرار نمىگيرند .
15 - حروف « مدّولين » « 4 » :
عبارت است از الف ، واو ساكن ما قبل مضموم و ياء ساكن ما قبل مكسور و به اين دليل حروف « مدّولين » نام گرفتهاند كه صداى آنها امتداد يافته و به نرمى تلفظ مىگردند . اين صفت در مخرجشان است كه هنگام مدّ و كشيدن آنها شنيده مىشود .
اين صفت در اصل از آن الف است و واو و ياء ، شبيه الف است ؛ زيرا اين دو ؛ مانند الف ، ساكن و حركت ما قبلشان مانند الف از جنس خود آنهاست و همچنين مانند الف از اشباع حركت ما قبل سرچشمه مىگيرد .
16 - حروف « لين » :
عبارت است از ياء و واو ساكن ما قبل مفتوح ؛ زيرا اين دو حرف
هامش
هنگام وقف - مشكل است و اين به سبب صفت شدّت آن است كه موجب حبس كامل هوا مىشود و جهر آنها نيز سبب عدم جريان نفس مىگردد . از اين رو ، ايجاد صداى جزئى يا حركتى خفيف ضرورت مىيابد . بنابراين ، اين حروف از سكون به شبه حركت انتقال يافته و تلفظ آنها به صورت كامل و با صفات شدت و جهر تحقق مىيابد ( دكتر انيس ، ص 106 ) .
( 1 ) . اين يكى از اقوال است نحويان در تعداد حروف ابدال اختلاف دارند . ( ابو البركات انبارى ، الوجيز فى علم التصريف ، ص 44 ) .
( 2 ) . ابن سكّيت ، القلب و الابدال ، ص 14 و لسان العرب ، واژهء لزب و لزم .
( 3 ) . در الرعايه ، ص 98 ، « جايز نيست » آمده است .
( 4 ) . الرعايه ، ص 101 ؛ ابراز المعانى ، ص 754 ؛ دكتر بشر ، الاصوات ، ص 80 و دكتر انيس ، الاصوات اللغويه ، ص 84 .