تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
همزه را با كسره مىخوانند ، چون اصل آن در مضارع « يستطوع » بوده است ، كسره بر « واو » ثقيل بود آن را به « طاء » دادند ، و واو را به علت ساكن شدن و مكسور بودن ما قبلش به ياء تبديل كردند « 1 » ، و تاء را از يستطيع حذف كردند ، مانند حذف آن از استطاع . شاعر گفته است : و الشّعر لا يسطيعه من يطلبه « 2 » * يريد أن يعربه فيعجمه « 3 » و « 4 » همزه در كلمه « انشقّت » ( الرحمن ، آيهء 37 ) كسره مىگيرد . اگر شخصى اشكال كند كه مضارع آن « ينشق » است ، جواب اين است : كه اصل آن « ينشقق » بر وزن « ينفعل » است و اجتماع دو قاف متحرك در تلفظ دشوار است ؛ از اين رو ، عرب زبان‌ها از اجتماع دو حرف مثل هم اكراه دارند ، به اين جهت حركت قاف اوّل را حذف كرده ، آن را در قاف دوم ادغام نمودند ، در نتيجه قاف مشدّد گرديد . در صورتى كه حرف سوم مضارع ، مضموم باشد الف نيز در ابتداى كلمه ضمه مىگيرد ؛ زيرا حركت آن طبق حركت حرف سوم است و اگر حرف سوم مفتوح باشد كسره مىگيرد . سؤال : چرا را مانند ضمّه دادن همزه ، با ضمهء حرف سوم و كسره دادن همزه ، با كسرهء حرف سوم همزه را فتحه نداده‌اند ؟ پاسخ مىگوييم : زيرا با جملهء خبرى اشتباه
هامش
( 1 ) . ابن انبارى ، ص 79 . ( 2 ) . در تمام نسخ « يطلبه » آمده است ، امّا صحيح نيست . اين بيت از ارجوزهء [ ارجوزه به قصيده‌اى گفته مىشود كه در بحر رجز باشد و همهء مصراع‌هايش يك قافيه داشته باشد . ( فرهنگ لاروس ، ج 1 ، ص 120 ) . م . ] ميميّه است و لفظ صحيح آن « يظلمه » است كه در منابع پاورقى بعدى چنين آمده است . ( 3 ) . مصرع دوم را الكتاب ، ج 1 ، ص 430 و همين طور لسان العرب ، واژه عجم ، به « روبه » نسبت داده است . در مغنى ، ص 182 بدون نسبت به كسى آمده است . در المقتضب ، ج 2 ، ص 34 ، بدون نسبت به كسى آمده و به جاى « لا يسطيعه » « لا يضبطه » آورده است . در ديوان الحطيئه ، ص 356 ، آن را قصيده‌اى معرفى كرده كه « رؤبه » هنگام مرگ سروده است . اين شعر همچنين در « اراجيز الرؤبه » در ملحقات ديوانش ، ص 186 آمده است . ( 4 ) . شعر را هر كسى كه بخواهد نمىتواند بسرايد ، مىخواهد آن را فصيح گويد ، امّا خرابش مىكند .