متّصل خواندن جمله ، ما بعد همزه به ما قبل آن وصل مىشود و در نتيجه همزه در لفظ ساقط مىشود .
همچنين اگر گفته شود : چرا همزهء وصل در نگارش باقى مانده ، ولى در تلفظ ساقط شده است ؟ در جواب مىگوييم علت باقى ماندن آن در نگارش ، اين است كه در كتابت ، اين همزهء بدون حركت ، براى جايى وضع شده كه كلمه با حرف ساكن شروع شده و با حركت حرف بعد از ساكن خوانده مىشود . از اين رو ، اين همزهء بدون حركت مانند جايى كه در ابتدا به آن تلفظ مىشود ، در رسم الخط باقى مىماند .
الف ، در افعال شش نوع است : « 1 »
نوع اوّل - الف اصلّى « 2 » :
در فعل ماضى با الف مفتوح آغاز شده و فاء الفعل است و در فعل مضارع نيز حذف نمىشود ، مانند
أَتى أَمْرُ اللَّهِ
( نحل ، آيهء 1 ) .
نوع دوم - الف وصل « 3 » :
كه با سقوط و حذف آن در وسط كلام و حذف آن از اوّل مضارع شناخته مىشود و حركت آن با حركت ما قبل آخر مضارع مناسب است ؛ « 4 » يعنى اگر ما قبل آخر فعل مضارع مكسور يا مفتوح باشد همزه كسره مىگيرد و اگر مضموم باشد ضمّه مىگيرد « 5 » . همزهء وصل مكسور ، مانند
اهْدِنَا
( فاتحه ، آيهء 6 ) .
دليل وصل بودن الف اين است كه در درج ( وسط ) كلام حذف شده و در مضارع
هامش
( 1 ) . ر . ك : مختصر فى ذكر الالفات ، ص 77 به بعد .
( 2 ) . در نسخهء « ط » آمده است « الف قطع » ، كه صحيح نيست ( ر . ك : ابن انبارى ، ص 77 ، ابن خالويه ، ص 55 .
( 3 ) . ابن انبارى ، ص 77 ، و ابن خالويه ، ص 20 .
( 4 ) . در نسخهء « ط » آمده است « و حركت آن مبنى بر حركت حرف سوم مضارع است » .
( 5 ) . ابن خالويه در « الالفات ، ص 24 » مىنويسد : هنگامى كه خواستى فعل امر بسازى ، به سومين حرف فعل مضارع بنگر ، اگر آن را مفتوح يا مكسور يافتى ، الف به خاطر التقاى دو ساكن ، مكسور مىشود . . . و اگر سومين حرف مضارع ، مضموم بود ، الف وصل ضمّه مىگيرد ؛ زيرا شروع از كسره به سوى ضمّه ثقيل است ، گو اين كه در ضمّهء همزهء وصل از ضمّه سومين حرف مضارع پيروى كردند . . . ( ر . ك : ابن انبارى ، ص 78 ) .