نوع ششم - الف فعل مجهول « 1 » :
و آن مبنى بر ضمّه است و در چهار مورد آمده است :
بر وزن « أفعل » ؛ مانند
أُخْرِجْنا
( بقره ، آيهء 246 ) .
الف « استفعل » مانند گفتار خداوند
اسْتُجِيبَ لَهُ
« 2 » ( شورى ، آيهء 16 ) و همچنين
اسْتُحْفِظُوا
( مائده ، آيهء 44 ) . الف « افتعل » مانند قول پروردگار
ابْتُلِيَ
( احزاب ، آيهء 11 ) و
اضْطُرَّ
( بقره ، آيهء 173 ) ، و
اجْتُثَّتْ
( ابراهيم ، آيهء 26 ) و همچنين
الَّذِي اؤْتُمِنَ
( بقره ، آيهء 283 ) . در اصل « اؤتمن » بر وزن « افتعل » بوده است ، همزهء ساكن را به علت ضميمه كردن آن به ما قبلش براى ابتدا به همزهء مضموم به واو تبديل نمودند .
كسائى [ يكى از قرّاء سبعه ] در غير قرائت قرآن اجازه داده است كه هر دو همزه در ( اؤتمن ) به تحقيق خوانده شود « 3 » .
امّا الف در وزن « انفعل » ؛ مثل « انقطع » در قرآن نيامده و به اين جهت در اين باره سخن نمىگوييم .
حركت الف در اين مورد ( فعل مجهول ) فقط ضمّه است ؛ زيرا فعل مجهول اقتضاى دو چيز ( فاعل و مفعول ) دارد ، به اين جهت حرف اوّل آن را ضمّه مىدهند تا بر هر دوى آنها دلالت كند ؛ زيرا ضمّه قوىترين حركت است ؛ مانند جايى كه گفته شود : « زيد
هامش
استفهام باشد ، در مقابل كسانى كه « الذكرين حرّم » را بدون مدّ خواندهاند و فرقى بين استفهام و خبر قرار ندادهاند . اگر سؤال شود : چرا درافْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباًمدّ اضافه نشده ، در حالى كه الف اين نيز مانند « الذّكرين » الف استفهام است ؟ پاسخ اين است كه خبر در « افترى » مكسور بوده و الف استفهام مفتوح است . بنابر اين ، مفتوح بودن الف كه موجب تفاوت بين استفهام و خبر شده ، ما را از مدّ بىنياز مىكند . امّا در « آلذّكرين » الف در استفهام و خبر ( هر دو ) مفتوح است ، به اين جهت با اضافه كردن مدّ بين آن دو تفاوت گذاردهاند .
( 1 ) . ابن انبارى ، ص 81
( 2 ) . در تمام نسخهها غير از « د » آمده است « استجيب لهم » كه غلط است .
( 3 ) . در نسخهء « ط » عبارت « در غير قرائت » حذف شده است و در نسخ ديگر اين عبارت وجود دارد .
ابن انبارى در كتاب « ايضاح الوقف و الابتداء » ، ص 199 و ابن خالويه در « الالفات » ، ص 30 مىنويسند : كسائى اجازه داده است « أ أتمن » را با دو همزه بخوانند و به اين كه در قرائت يا غير قرائت اجازه داده است ، اشاره نشده است .