ساقط مىگردد ، مانند هدى « 1 » يهدى ، و اين بر وصل بودن الف ، دلالت مىكند .
اگر كسى پرسيد : چرا الف در ابتداى كلمه داخل شده ، ولى هنگام وصل ساقط مىشود در پاسخ گفته مىشود چون حرف بعد از همزهء ؛ يعنى « هاء » در « اهدنا » ساكن است و عرب زبانان به ساكن ابتدا نمىكنند ، به اين سبب همزه را بر آن در مىآورند تا به آن ابتدا كنند . امّا سبب حذف همزه هنگام وصل ، اين است : كه ما بعد همزه به ما قبل آن وصل مىشود و ديگر نيازى به همزه نيست « 2 » .
نام همزه چيست ، الف يا همزه ؟ نحويان در اين مورد اختلاف دارند ؛ كسايى ، فرّاء و سيبويه مىگويند : الف است « 3 » . به اين دليل كه شكل آن ، شكل الف است ، از اين رو آن را الف ناميدهاند . اخفش « 4 » مىگويد : آن الف ساكن بدون حركت است . در « اهدنا » و مانند آن به خاطر ساكن بودن ما بعدش ، كسره مىگيرد . وى همچنين مىگويد : همزه را در « اقتلوا » ( يوسف ، آيهء 9 ) و مانند آن ضمّه مىدهند ، زيرا در حالى كه ما بعدش تاء مضموم است كسره را ناپسند شمردهاند . بنابراين ، به جاى كسره ، ضمّه دادهاند و ضمهء آن به سبب ضمهء ما بعد آن است .
در ردّ كلام اخفش گفتهاند : گفتار او غلط است ؛ زيرا اگر الف از نظر او ساكن و بدون حركت است « 5 » محال است حرف ساكن را در ابتداى كلمه بياورند ، چون عرب كلام خود را با ساكن نمىآغازد و جايز نيست حرف ساكنى را بر آغاز كلمهاى در آورند كه جانشين
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ط » نوشته شده : « هذا يهذى » .
( 2 ) . الالفات ، ص 21 .
( 3 ) . در نسخه « ط » آمده است « الف وصل است » و ابن انبارى هم در « مختصر فى ذكر الالفات » ، ص 80 اين گونه آورده است .
( 4 ) . ابو الحسن سعيد بن مسعده ، عالمترين اصحاب سيبويه و يكى از علماى برجستهء زبان عربى است . او كتابى به نام « معانى القرآن » دارد كه به چاپ رسيده است . او در سال 215 ( ه . ق ) وفات يافته است . ( ر . ك : إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 36 و تاريخ العلماء النّحويين ، ص 85 ) .
( 5 ) . كلمات « بدون حركت است » از نسخهء « ط » افتاده است .