تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
موضع دوم :
لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى
( آيهء 38 ) است . نافع ، مكّى و دانى اجازه داده‌اند كه بر آن وقف شود . به اين جهت كه ردّ جمله نافيهء ما قبل است . پس از آن از
وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا
ابتدا مىگردد ، به اين معنا كه : خداوند [ زنده كردن مردگان را به كفار ] وعده داده و آن وعدهء حقّى است . مكّى گفته است : ابتدا از « بلى » جايز نيست ، براى اين كه جواب جملهء ما قبل است . « 1 » 6 . سورهء « سبأ » :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ
[ عالم الغيب ] ( آيهء 3 ) ، در اين زمينه مطلب را قبلا روشن نمودم و در كتابم التوجيهات شرح داده‌ام ، اين جا برخى از آن مطالب را ذكر مىكنم : نافع وقف بر « لتأتينّكم » را تام مىداند ، ولى مطابق قرائت او وقف كافى است ؛ زيرا « عالم » را رفع داده است . ابن عامر نيز چنين كرده است . بنابراين ، كسانى كه « عالم » را به رفع خوانده‌اند ، بر « لتأتينّكم » وقف كرده‌اند . امّا كسانى كه به خفض [ جرّ ] خوانده‌اند ، بر « بلى » وقف نموده‌اند ؛ براى اين كه « بلى » نفى انكار رستاخيز است ، و از ما بعد « بلى » ابتدا كرده‌اند ؛ زيرا قسم است ( بر اين كه رستاخيز در پيش است ) . در اين موضع ، از « بلى » ابتدا نمىشود ؛ زيرا جواب گفتار كافران است . « 2 » 7 . سورهء « يس » :
أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى
( آيهء 81 ) . دانى مىگويد : « وقف بر اين
هامش
اوّلى بهتر است ؛ چون كلام كفار پايان يافته و جمله تمام است . پس از آن خداوند به عنوان ردّ كلام آنها مىفرمايد :بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، يعنى آرى دانستيد » . ( مكّى ، ص 90 و زكريا و أشمونى ، ص 214 ) . ( 1 ) جملهء ما قبل اين است :وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ؛ و با سخت‌ترين سوگندهايشان به خدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مىميرد ، بر نخواهد انگيخت ! » . ( ر . ك : ابن انبارى ، ص 749 ؛ نحاس ، ص 429 ؛ مكّى ، ص 93 و زكريا و أشمونى ، ص 215 ) . ( 2 ). . . قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ . . .نافع و ابن عامر ( از قرّاء سبعه ) ، ابو جعفر و رويس راوى قرائت يعقوب ( از قرّاء عشره ) به رفع « عالم » و بقيه به جرّ آن خوانده‌اند ، البته حمزه و كسائى « علّام » خوانده‌اند ( سبعه ، ص 256 ؛ الكشف ، ج 2 ، ص 201 ؛ النّشر ، ج 2 ، ص 349 ؛ ابن انبارى ، ص 845 ؛ نحاس ، ص 580 ؛ دانى ، ص 123 و زكريا و أشمونى ، ص 311 ) .
التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 197 | محمد بن محمد الدمشقي ( ابن الجزري ) / ابوالفضل علامى / صفر سفيدرو